رازهای ارتباطات بازاریابی موثر برای جذب توجه بیشتر

اگر ارتباطات شما با مشتریان، مؤثرتر و متقاعدکنندهتر از ارتباطات رقبایتان باشد، در این صورت ارتباطات بازاریابی شما به موفقیت دست یافته است. اما اگر چنین نباشد، پولهای ارزشمند بازاریابیتان را هدر میدهید و احتمالاً نخواهید توانست تعداد زیادی از افراد را به خرید محصولاتتان ترغیب کنید.
مشتریان زمانی به برتری شما ایمان میآورند که دلایل قانعکنندهای برایشان ارائه دهید. جلب توجه ممکن است شما را از شفافیت در معرفی خود دور کند. حتی جذابترین و خلاقانهترین تبلیغات نیز ممکن است به فروش منجر نشوند، چرا که به اندازه کافی ساده و واضح نیستند. مهمترین وظیفه یک بازاریاب، ایجاد ارتباط واضح در ذهن مخاطبان است. خلاقیت، هیجان و اقناعکنندگی در واقع در مرتبه دوم اهمیت قرار دارند.
فهرست مطالب
Toggleراهنمای ایجاد ارتباطات بازاریابی مؤثر و برتر
ارتباط از طرق گوناگون و در نقاط کلیدی برقرار میشود. شما باید پیامی متقاعدکننده ایجاد کنید و آن را به تمامی نقاط تأثیرگذار و هر جایی از بازار که محصولات خود را عرضه میکنید، ارسال نمایید. اما چگونه میتوان یک پیام بازاریابی جذاب و قانعکننده خلق کرد؟
1.موضعیابی محصول/خدمت
شما میتوانید جایگاه خود را با صفات و ویژگیهایی مانند «سریع» و «مفید» معرفی کنید. همچنین میتوانید این جایگاه را با مقایسه با رقبا («سریعتر از جت») یا با استفاده از قیاسهای تصویری و استعاری («سریعتر از گلوله») توضیح دهید. اگر هنوز استراتژی جایگاهیابی دقیقی ندارید، پیشنهاد میشود برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله استراتژی بازاریابی مراجعه کنید.
2.یافتن جذابیت و تدوین استراتژی پیام
در این مرحله باید کشف کنید چه پیامی میتواند استراتژی جایگاهیابی شما را بهوضوح منتقل کند. باید اصلیترین مفهوم را انتخاب کرده و آن را به پیامی تبدیل کنید که واقعاً مخاطبان را متقاعد کند. برای مثال، اگر قصد معرفی نوعی پیتزای جدید و سالم را دارید که فقط از مواد کمچرب و ارگانیک تهیه شده است، عبارت جایگاهیابی شما میتواند چنین باشد: «پیتزایی سادهتر با همان طعم بینظیر».
حالا باید عنصر اصلی جذابیت خود را که دیگران را به خوردن این پیتزا ترغیب میکند، پیدا کنید. این جذابیت میتواند چیزی شبیه به این باشد: «چرا به جای نگرانی از خوردن پیتزاهای ناسالم و نامناسب توسط کودکان، پیتزایی سالمتر و با طعمی بهتر به آنها نمیدهید؟»

3.ایجاد ایدهای جذاب و قانعکننده
این پیام باید به وضوح مقصود شما را منتقل کرده و مخاطبان را ترغیب کند که حداقل یکبار محصول یا خدمات شما را امتحان کنند. همچنین باید بسیار خلاقانه باشد، زیرا در غیر این صورت جذابیت خود را از دست داده و توجهی را جلب نخواهد کرد. چه ایدهی خلاقانهای به ذهنتان میرسد که این جذابیت را به یک پیام قانعکننده تبدیل کند؟
4.ایدهپردازی شفاف و بیپرده
به خاطر داشته باشید که رسانه انتخابی شما باید با پیام و ایده خلاقانهای که در نظر دارید، هماهنگ باشد. اگر بودجه زیادی دارید و میخواهید داستانی را تعریف کنید، شاید تبلیغ تلویزیونی بهترین گزینه باشد. استفاده از نسخههای تصویری در وبسایت یا آگهی رادیویی میتواند هزینهها را نسبت به تبلیغ تلویزیونی به نصف کاهش دهد.
گزینه دیگری که بسیار کمهزینه است، استفاده از یک نقاش کارتون برای کشیدن مجموعهای از نقاشیها در قالب کمیک استریپ است که میتوان آنها را به آگهی چاپی تبدیل کرد یا در وبسایت قرار داد. اگر این مراحل بهخوبی انجام شوند، پیام بازاریابی تاثیرگذاری خلق خواهد شد که به شکلی متقاعدکننده منتقل میشود. این کار آسان نیست، اما ضروری است زیرا داشتن پیامی تاثیرگذار برای تمام ارتباطات بازاریابی شما لازم و مفید است.
پرسش اساسی: در ایجاد جذابیت، باید بر منطق تکیه کنیم یا احساسات را بهکار بگیریم؟
در بسیاری از ارتباطات بازاریابی، با این تصمیم مواجه میشوید: آیا باید جذابیت و استراتژی ارتباطات خود را بر پایه ادعایی قاطع و مستند بنا کنید، یا بهتر است جذابیتی عاطفی و احساسی ایجاد کنید که مشتری احساس کند صحیح و واقعی است، حتی اگر شواهد قطعی برای آن ادعا وجود نداشته باشد؟ تصمیم شما باید بر اساس این باشد که چه محصول یا خدماتی را بازاریابی میکنید و چه کسانی مخاطب هدف شما هستند، زیرا هر فرد ممکن است بر اساس منطق یا احساس تصمیم بگیرد. مردم اغلب در انتخاب شریک زندگی تصمیمهای احساسی میگیرند، اما در مورد انتخاب شغل یا پذیرش پیشنهاد کاری از روی عقل و منطق عمل میکنند. به همین شکل، در تصمیمگیری برای خرید، گاهی احساسات غالب میشوند و گاهی منطق و عقلانیت برتری مییابند.
وقتی درمییابیم که مردم حتی در این نوع انتخابها نیز به صورت بیقاعده و ناهماهنگ عمل میکنند، اوضاع پیچیدهتر میشود. برخی افراد حتی در خریدهای بزرگ و مهمی مانند ماشین و خانه نیز به شدت احساسی تصمیم میگیرند. در مقابل، برخی دیگر با مقایسه آمارها و محاسبه ارقام به شکل دقیق و منطقی به مسائل میپردازند. شما در کدام دسته قرار دارید؟ آیا تا به حال اتومبیلی خریدهاید؟ سعی کنید دلیل خرید خود را به خاطر بیاورید. اگر میگویید «از آن خوشم آمد» یا «احساس کردم ماشین خوبی است» یا عباراتی مشابه، احتمالاً احساسات در تصمیمگیری شما نقش بیشتری داشتهاند. اما اگر میگویید «به دلیل مصرف سوخت مناسب و ارزیابیهای مثبت مصرفکنندگان درباره امنیت و دوام آن»، مشخص است که تصمیمی منطقی و عقلانی گرفتهاید.
چهار راهکار مؤثر برای جذابتر کردن پیام در ارتباطات بازاریابی
میخواهید به مردم نشان دهید چه چیزی محصول شما را عالی کرده است. هدف این است که آنها را به فروشگاه بکشانید، ایمیل بزنند یا با شما تماس بگیرند و خرید کنند. اما نمیتوانید به سادگی بگویید که محصولتان عالی است؛ چون آنها به این حرفها توجه نمیکنند، این ادعاها را بارها شنیدهاند. برای این کار به پیامی جذاب نیاز دارید، پیامی که پذیرفتنی و متقاعدکننده باشد! چه پیامی باید به مصرفکنندهها بدهید که با توجه به انگیزهها و خواستههای اصلیشان جذاب باشد و آنها را به عمل وادارد؟ باید توجه کنید که بسیاری از جذابیتها تأثیرگذار نیستند. شما به عنوان یک بازاریاب به نوعی از جذابیت نیاز دارید که تأثیر واقعی داشته باشد و این کار آسانی نیست. یکی یا چند مورد از استراتژیهای زیر را امتحان کنید تا جذابیت پیام خود را افزایش دهید:

استراتژی تصویر: این استراتژی محصول شما و ویژگیهای آن را به مردم نشان داده و تصویری مثبت از برند، محصول، خدمات یا کسبوکار شما ارائه میدهد. آیا شما ارتباط تصویری دارید؟ و آیا این تصویر در هر تعامل و برخورد با مشتریان و مشتریان بالقوه به شکلی جذاب ارائه میشود؟
استراتژی اطلاعات: این استراتژی حقایقی را ارائه میکند که موجب جذابیت شما میشوند. واقعیات فروش را افزایش میدهند و اگر میدانید که در زمینهای خاص قوی هستید، به جای ارائه اطلاعات معمولی، حقایق مربوط به نقاط قوت خود را منتقل کنید. ببینید چه اطلاعاتی ممکن است برای مشتریان فعلی و احتمالی شما جذاب باشد؟
استراتژی انگیزشی: این استراتژی به ایجاد احساس یا استدلال متقاعدکنندهای میپردازد که مشتریان بالقوه را به حرکت و خرید ترغیب کند. مشتریان بالقوه اغلب واکنشهای عاطفی شدیدی به داستانها نشان میدهند، که میتواند به فروشهای جدید منجر شود. چه انگیزهای میتوانید ایجاد کنید که مشتریان بالقوه را به خرید ترغیب کند؟
استراتژی عرضه: در این استراتژی، جاذبه اصلی محصول را با نمایش و عرضه مستقیم به مشتریان بالقوه تقویت میکنید. سیاست بازاریابی برخی محصولات این است: “دیدن، باور کردن است”. گاهی اوقات بازاریابی به سادگی ارائه محصول به مشتریان است، مانند زمانی که فروشنده خودرو پیشنهاد میدهد مشتری مدل جدید و جذاب را به صورت رایگان امتحان کند. آیا محصولات شما آن جاذبه ذاتی را دارند که بتوانید با در دسترس قرار دادن آنها بهرهمند شوید؟
هر جاذبه مؤثر را میتوان با استفاده از یکی از این استراتژیها یا ترکیبی از دو یا سه مورد از آنها مطرح کرد. اما بدون شک باید حداقل یکی از این استراتژیها را هنگام بازاریابی محصولات یا خدمات خود به کار ببرید.
در گذشته برای نشان دادن جذابیت محصولتان از چه روشی استفاده کردهاید؟ آیا یکی از این استراتژیها را به کار بردهاید؟ آیا استفاده از آن مؤثر بوده است؟ آیا میتوانید اثربخشی جذابیت خود را افزایش دهید یا حتی بهتر از آن، راهی جدید و مؤثرتر برای جذابتر کردن محصولتان در ارتباطات بازاریابی بیابید؟
ایجاد شخصیت برای محصولات و خدمات در راستای تقویت ارتباطات بازاریابی
هر اتومبیل با بازاریابی ای که برای آن انجام میشود، دارای شخصیتی منحصر به فرد میشود. این شخصیت در همه جنبههای مرتبط با آن، از جمله نام، طراحی، انتخاب رنگ، مطالب فروش و تبلیغات، قابل مشاهده است. ماشینهایی که میبینید یا میرانید، دارای شخصیتی هستند که با دقت ساخته و پرداخته شده است. این شخصیت و ویژگیهای آن نقش مهمی در تعیین جایگاه هر اتومبیل و جذابیت آن برای خریداران هدف ایفا میکند.
این ترفند بهویژه زمانی که با جاذبهای احساسی همراه شود، بسیار نتیجهبخش است؛ زیرا ویژگیهای تأثیرگذار همیشه خریداران احساسی را جذب میکنند. اما حتی اگر میخواهید از جاذبهای منطقی استفاده کنید، باز هم توصیه میکنم که به محصول خود شخصیتی بدهید که از آن جاذبه حمایت کند. شاید این شخصیت به اندازه جاذبه احساسی تأثیرگذار نباشد، اما به برقراری ارتباط با مشتریان کمک کرده و جاذبه اصلی شما را به یاد آنها میآورد. شخصیت محصول خود را با وضوح و دقت تعریف کنید تا بتوانید آن را در ارتباطات با مشتریان و جهان خارج بهخوبی مطرح کرده و پرورش دهید. خلق هویتی کامل و بینقص میتواند در تمامی برنامههای بازاریابی شما بدرخشد و پایهای محکم برای ارتباطاتتان فراهم کند. اگر بهخوبی برند خود را بشناسید، میتوانید این شناخت دقیق را به مشتریانتان نیز منتقل کنید.
چگونه به یک شخصیت شکل دهیم؟
نویسندگان داستان به این کار شخصیتپردازی میگویند و این کار سادهای نیست؛ اما شما میتوانید نکات ارزشمندی درباره این شخصیتپردازی از نویسندگان ماهر بیاموزید. ابزاری که هم در داستاننویسی و هم در بازاریابی مؤثر است، تعریف شخصیت بر اساس علایق و ناپسندهای اوست. مثلاً شرلوک هلمز، یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ، دوست دارد هنگام فکر کردن به یک مسئله، پیپ با توتون قوی بکشد و پیانو بنوازد. او علاقه زیادی به جنبههای علمی مرتبط با جنایت دارد و یادداشتهایش پر از اطلاعات و بریدههایی درباره جنایتکاران مشهور است. اما علاقهای به روابط عاشقانه ندارد و جز دکتر واتسون، که در حل معماها کمکش میکند، هیچ دوست نزدیکی ندارد. او فردی سرد و منطقی است که با عقلانیت و کمی تخیل هنرمندانه معماها را حل میکند. تمام این اطلاعات تصویری از شخصیت او ترسیم میکنند که ناشران، سازندگان بازی و اسباببازی و فیلمسازان دههها از آن بهره بردهاند. به طور مشابه، شما نیز میتوانید با تهیه فهرستی از ویژگیها و خصوصیات شخصیت موردنظرتان و ارتباط دادن آن با برند محصول یا نام شرکتتان، شخصیتی متمایز برای آن ایجاد کنید.

یکی از ابزارهایی که من دوست دارم از ادبیات داستانی قرض بگیرم، نوشتن فصلی مختصر یا رویدادی درباره شخصیت اصلی است. بسیاری از نویسندگان برای شکلدهی و توسعه شخصیتهای داستانشان، توصیفی از برخی اعمال و رویدادها ارائه میدهند. این توصیف ممکن است درون یک بخش یا به عنوان بخشی مستقل از رمان باشد و به شما این فرصت را میدهد که شخصیت اصلی را بهخوبی بشناسید. شما نیز میتوانید چنین کاری انجام دهید. روانشناسان دههها به بررسی و مطالعه شخصیت انسان پرداختهاند و گاهی اوقات در شناخت آن پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند. بنابراین، میتوانید از این دانش برای خلق شخصیت محصولتان و افزایش بینش خود در این زمینه استفاده کنید. در این مورد، بهویژه دیدگاه صفات را پیشنهاد میکنم که یکی از رویکردهای مورد استفاده روانشناسان در تحقیقات است. در این دیدگاه، تلاش میشود تا تفاوتهای شخصیتی افراد با شناسایی صفات مختلفی که شخصیت هر فرد را تشکیل میدهند، درک شود. شما نیز میتوانید با توصیف صفات برند محصولتان، شخصیتی برای آن خلق کنید.
قدرت جذب و میخکوب کردن مشتریان: عنصر کلیدی در ارتباطات بازاریابی
قدرت میخکوب کردن به این معناست که بتوانید با تبلیغ یا سایر روشهای بازاریابی، مردم را از ادامه کارشان بازدارید و آنها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند. ارتباطات بازاریابی با قدرت متوقفکنندگی، واکنشهایی از این قبیل به وجود میآورد: «چه گفتی؟» یا «اون رو دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا میبرند، برخلاف اغلب تبلیغات که حتی برای یک لحظه هم نمیتوانند جلب توجه کنند.
مشتریان هر روز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران میشوند. این تراکم بالای پیامها در عرصه بازاریابی باعث میشود که اغلب تلاشها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود. از مردم بخواهید ۵ آگهیای که شب قبل در تلویزیون دیدهاند را به یاد آورند. به واکنشهایشان دقت کنید. وقتی با تلاش و درماندگی سعی میکنند به یاد آورند چه چیزهایی را دیدهاند، نگاهی سردرگم بر چهرهشان نقش میبندد. کمی بعد احتمالاً میگویند: «آره…، اون آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به خاطر میآورند. اگر مجموعه آگهیهای دیشب جالب بوده باشد، شاید نام یک یا دو محصول تبلیغشده را نیز به یاد داشته باشند، اما به ندرت تمام نامها را به یاد میآورند.
و اگر همین طور ادامه دهید و این بار درباره تبلیغات چاپی بپرسید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور یا ایمیلهای تبلیغاتی، احتمال بسیار زیادی دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند.
این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را به خوبی نشان میدهد. تبلیغات شما باید از تبلیغات دیگران قدرت توقف بیشتری داشته باشد، زیرا قطعاً میخواهید که افراد زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را به خاطر بسپارند!
۶ اصل برای جلب توجه و جذب مخاطبان
با استفاده از شش اصل میتوانید یک آگهی تبلیغاتی یا هر نوع ارتباط بازاریابی را به یک متوقفکننده تبدیل کنید. این شش اصل را بر اساس تجربه خودم تعدیل کردهام و به فهرست زیر دست یافتهام:
- تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و واکنش وادارد. باید آنها را به انجام فعالیتی تحریک کند، چه این فعالیت تماس گرفتن باشد، چه رفتن به فروشگاه، خندیدن یا حتی به فکر فرو رفتن. یک آگهی با قدرت متوقفسازی، هرگز به مخاطب اجازه نمیدهد که منفعل باقی بماند.
- تبلیغ باید واکنشی احساسی ایجاد کند. این اصل باید همیشه رعایت شود، حتی اگر جذابیت شما منطقی باشد. تبلیغ باید یکی از نیازهای بنیادی افراد را هدف قرار داده و احساسات آنها را تحریک کند.
- تبلیغ باید کنجکاوی را برانگیزد. مخاطبان باید تمایل پیدا کنند که بیشتر بدانند. این میل، آنها را متوقف کرده و به بررسی تبلیغ وامیدارد و باعث میشود به دنبال اطلاعات بیشتری بگردند.
- تبلیغ باید مخاطبان را شگفتزده کند. عنوانی تکاندهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در عرضه محصولات یا ویترینی عجیب در فروشگاه میتواند مردم را بر جای خود میخکوب کرده و شگفتزده کند.
- تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را به شکلی نوآورانه منتقل کند. پیچشی خلاقانه یا دیدگاهی جدید میتواند مسئلهای بدیهی را به امری غیرمنتظره تبدیل کند. اطلاعات بدیهی شامل معرفی برند محصول، کاربرد و مخاطبان آن است. اما اگر این اطلاعات به شکلی عادی ارائه شود، توجه کسی را جلب نخواهد کرد و تبلیغ شما نادیده گرفته میشود.
- تبلیغ باید از قواعد و شخصیت محصول و دستهبندی آن فراتر برود. محصول باید برجسته باشد. مردم به چیزهایی توجه میکنند که از الگوهای معمول فراتر باشند. بنابراین، یک راه این است که تبلیغی بسازید که بسیار متفاوت از آن چیزی باشد که مشتریان درباره محصول شما انتظار دارند.

برای تهیه تبلیغی که داستانی شگفتانگیز داشته باشد، از الگوهای مرسوم فراتر برود و مسائل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، نیاز به خلاقیت دارید. این راز موفقیت شماست و تنها با تکیه بر خلاقیت است که قدرت متوقفسازی به دست میآورید. هر زمان که نیاز به الهام و خلاقیت داشتید، مقاله “خلاقیت در بازاریابی” را بخوانید.
قدرت جذب: اولین گام در ارتباطات بازاریابی، جلب توجه و ایجاد ترافیک مشتری
قدرت کشش به این معناست که در ارتباطات بازاریابی بتوانید افراد را به مکانی جذب کرده یا به رویدادی جلب کنید. قدرت کشش همه چیز است. بازاریابها از ابزارهای مختلفی مانند شهرت، فروشهای شخصی، ارسال مستقیم، معرفی محصول با قیمتها و هزینهکرد در نقاط خرید استفاده میکنند تا بتوانند قدرت کشش موثری ایجاد کنند. مسئولان تبلیغات بیش از نیمی از تمام بودجهای را که در تمامی اشکال ارتباطات بازاریابی صرف میشود، در نقاط تأثیرگذار به کار میگیرند تا مشتریان را بهسوی خود جذب کنند.
برای ایجاد قدرت کشش، به یکی از فنون تبلیغاتی به نام کپیرایتینگ (هنر نگارش متون تبلیغاتی اثرگذار) نیاز دارید تا نگارشتان را بهبود بخشید. آیا میخواهید نوشتههای شما برجسته و جذاب باشند؟ ساده و بیپیرایه بنویسید. کاری کنید که با خواننده ارتباط برقرار کرده و او را مجذوب کنید! نوشتههای برجسته همیشه شفاف و قابل فهم هستند، اما بسیاری از متون بازاریابی با مشکلات زیر روبهرو هستند زیرا نویسنده:
- نمیتواند به اصل مطلب بپردازد.
- از جملات مجهول استفاده میکند (فاعل کارها مشخص نیست).
- بدون نیاز واقعی از واژگان پیچیده و مبهم استفاده میکند.
- بهجای زمان حال، از افعال یا زمانهای پیچیده استفاده میکند.
در نتیجه، چنین نوشتههایی خوانندگان را خسته یا سردرگم میکند.
اگر میتوانید روش جدیدی برای بیان منظورتان پیدا کنید، حتماً همین کار را انجام دهید. به یاد داشته باشید که برای داشتن نوشتهای با قدرت متوقفسازی، باید اصیل و شگفتانگیز باشید؛ اما از همه مهمتر، اطمینان حاصل کنید که ساده و واضح مینویسید. فقط با نوشتن و سپس بازنویسی و بازنویسی مجدد است که میتوانید به اصل و جوهر ارتباط برسید. دوباره کار کنید، مجدداً به تفکر بپردازید و نوشتههایتان را مجدداً خلاصه کنید تا آنجا که آنچه به دست میآید، با وضوحی خیرهکننده منظور شما را منتقل کند. و سپس پس از بیان منظورتان، ساکت شوید.
ایجاد تصاویر بینظیر برای انتقال مفهومیتر پیامها
پیش از پرداختن به چگونگی استفاده از تصاویر، باید اشاره کنم که دسترسی به عکاسی عالی برای بازاریابها هرگز مانند امروز آسان نبوده است. اینترنت و عکاسی دیجیتال دست به دست هم دادهاند تا میلیونها تصویر با کیفیت را در دسترس شما قرار دهند. بسته به نحوه استفادهتان، میتوانید به سایتهایی مانند www.freepik.com و www.gratisography.com مراجعه کنید. در این سایتها امکان جستجوی کلیدواژه وجود دارد و میتوانید تصاویری با فرمت دیجیتال تهیه کنید. هیچ بهانهای برای استفاده نکردن از هنر عکاسی در بازاریابیتان ندارید. تصاویر واقعاً به اندازه هزاران کلمه ارزش دارند. نیازی به کلمات نیست. برای شما تصویر میتواند از هر چیزی باشد – به شرط آنکه از نظر بصری تأثیرگذار باشد، به آسانی قابل تشخیص باشد و با عنصر جذاب محصول شما مرتبط باشد.
طراحی بصری برای ایجاد تصویری برتر از محصول و خدمات

اصل مهم در طراحی هر عنصر بصری، از جمله بروشور، صفحه وب، لوگو، آگهی، تابلو، بستهبندی، برچسب و غیره، این است که بدانید میخواهید مردم چه چیز را به ترتیب (اول، دوم، سوم) ببینند. آنها ابتدا چه بخشی از تصویر را میبینند. این بخش باید جذابیت کافی داشته باشد تا مشتریان احتمالی را متوقف کرده و آنها را به سمت خود جذب کند. بخش دوم باید به شکلی ساده و واضح جذابیت اصلی را بیان و توضیح دهد. در نهایت، بخش سوم باید شباهت و حس و حالی منسجم و حمایتکننده ارائه دهد که آنچه در بخشهای اول و دوم گفته شده را تأیید و پشتیبانی کند.
آیا میتوانم بپرسم تصویر یا عنصر بصری شماره یک در تبلیغ، بروشور یا سایر ارتباطات بصری شما چیست؟ آیا به وضوح برتری دارد یا عناصر زیادی برای جلب توجه با هم رقابت میکنند؟ آیا این عنصر بصری غالب، به اندازه کافی جذابیت دارد تا شایسته جایگاه اول باشد؟ و آیا به روشنی نشان میدهد که محصول شما چه فایدهای برای مشتری دارد؟ بسیاری از ارتباطات بازاریابی در این آزمون سلسله مراتب شکست میخورند و نیاز به طراحی مجدد دارند.
اینجا یک پیشنهاد ساده و مؤثر برایتان دارم: تصویری بصری از محصول خود را به عنوان برجستهترین ویژگی طرح خود قرار دهید. اگر محصول شما یک کالا است، عکس بسیار باکیفیتی از آن بگیرید و آن را در تبلیغ، بروشور، صفحه وب و دیگر ابزارهای بازاریابی خود برجسته کنید. اگر خدمات غیرمعمولی ارائه میدهید، با خلق دیاگرام، جدول یا تصویری از کسی که در حال استفاده از آن خدمات است، یا تصویری جذاب که نمایانگر آن خدمات باشد، هویت بصری قویای برای محصول خود ایجاد کنید (مثلاً یک گل سرخ نمیتواند نماینده خدمات دوستیابی باشد). سپس، این تصویر محصول را به عنوان بزرگترین و جلبتوجهترین ویژگی ارتباطات خود تثبیت کنید. واقعیت این است که یک عکس خوب اغلب مؤثرتر از هزار کلمه است.
پیشنهاد میکنم شما هم در این بحث مشارکت کنید، تجربیات موفق خود را به اشتراک بگذارید و اگر سوالی دارید در قسمت دیدگاهها مطرح کنید.
دیدگاهتان را بنویسید