رازهای بازاریابی خلاق

در بازاریابی، پیشرفت مستقیماً به خلاقیت وابسته است. خلاقیت در واقع بنیادیترین و مؤثرترین مهارت در بازاریابی است. اما آیا شما به اندازه کافی از آن استفاده میکنید؟ آیا اخیراً روشهای بازاریابی خود را تغییر دادهاید؟ همین الان خلاقیت بازاریابی خود را به طور مختصر ارزیابی کنید. در جدول زیر به هر یک از موقعیتها صادقانه پاسخ دهید. برای پاسخ “به ندرت” دور عدد ۱ و برای “مکرراً” دور عدد ۵ خط بکشید و اعداد بین ۱ و ۵ را برای پاسخهایی بین “به ندرت” و “مکرراً” انتخاب کنید.
امتیازهای خود را طبق جدول بالا محاسبه کنید و از طریق پاسخنامه زیر نتیجه را ببینید:
10-19= خیلی پایین 29-20= پایین 39-30= متوسط 50-40= بالا
در بازاریابی، نباید هیچ عنصر یا عاملی را به حال خود رها کرد. هر بخشی از فروش، خدمات، تبلیغات، ارتباطات یا هر عنصر دیگری که بدون تغییر بماند و بر مشتریان اثر بگذارد، میتواند زمینهساز پروژهی بازاریابی آیندهی شما باشد. در بخش بعدی به این موضوع بهطور مفصل خواهیم پرداخت.
وقتی یک موقعیت برتر، استوار و ماندگار در بازاریابی دارید، بهترین راه این است که آن را تغییر ندهید؛ اما چند نمونه از این موقعیتها به ذهن شما میآید؟ جعبهی نارنجی جوششیرین نانپزی شرکت آرم و هامر، آرم موسسهی آیبیام، خودروی اسپرت پورشه، چاقوی سویس آرمی و پودر انرژیزای بانی. اما افزودن نمونههای دیگری به این فهرست کار آسانی نیست و احتمالاً فعالیت تبلیغاتی شما نیز در این دسته قرار نمیگیرد. پس اگر در بخشهای مختلف برنامه بازاریابیتان تغییراتی اعمال نمیکنید، باید پرسید چرا این کار را نمیکنید؟ تبلیغات تلویزیونی ودکای استولیچ نایا با نمایش مکرر تصویر بطری ودکا به شیوهای پنهان در تصاویری دیگر، نمونهای کلاسیک است. اگرچه ایدهی اصلی بدون تغییر است اما میتوان آن را بهطور خلاقانه و بیپایان به تصویر کشید. بنابراین، مطمئن نیستم که بتوان آن را واقعاً بدون تغییر و یکنواخت دانست.
یکی از رایجترین دلایلی که بازاریابان برای تغییر ندادن روش خود مطرح میکنند، این است که ایجاد تغییرات نیاز به تلاش زیادی دارد. هیچکس حتی زحمت فکر کردن به این موضوع را به خود نمیدهد و همانطور که احتمالاً تاکنون متوجه شدهاید، این دلیل قابل قبولی برای رها کردن امور به حال خود نیست.
حالا وقت آن است که همهچیز را تغییر دهید. درواقع، چرا فهرستی از جنبههای بازاریابیتان که در چند سال اخیر هیچکس به آنها نپرداخته و تلاشی برای بهبودشان نکرده است، تهیه نمیکنید؟ سه تا شش موردی که بدون هیچ بررسیای پذیرفتهاید را یادداشت کنید. با این کار، اکنون لیستی از کارهای خلاقانهای که باید انجام دهید را در اختیار دارید. در بخشهای باقیماندهی این مقاله به شما کمک خواهیم کرد تا پیشرفتها و اصلاحات خلاقانهی خود را شناسایی و دستهبندی کنید.
کمبود کارهای خلاقانهی بزرگ در بازاریابی نشاندهندهی این است که دستیابی به خلاقیتی که واقعاً سودمند باشد، بسیار دشوار است و واقعاً به تلاش و بینش زیادی نیاز دارید تا به سطحی از خلاقیت برسید که منظور من است.
بهعنوان مثال، به طرح تبلیغاتی شرکت دریسی در لسآنجلس، نگاهی بیندازید که جایزه برده است. این شرکت یک تابلو نمایشی برای خرید طراحی کرد که در فروشگاههای محصولات تصویری، فیلم کودکانهی “سرخپوست در کمد” را به نمایش میگذاشت. این فیلم براساس داستان کتابی ساخته شده بود که در آن پسری دارای یک کمد جادویی بود و میتوانست به شخصیتهای اسباببازی جان ببخشد، از جمله یک عروسک پلاستیکی بومی آمریکایی. شرکت دریسی میتوانست بسیاری از صحنههای هیجانانگیز کتاب را برای نمایش در تبلیغ انتخاب کند، اما آنها تصمیم گرفتند تنها بر روی جذابیت همان کمد جادویی تمرکز کنند. اما چگونه میتوان نیروی این کمد را به تصویر کشید؟ آنها میتوانستند کمد را همانطور که از بیرون دیده میشود، نشان دهند.
اما این شرکت واقعاً خلاقانه عمل کرد. آنها زاویهی دید را تغییر دادند و جایگاه بیننده را درون جعبه و پشت سر سرخپوست حیرتزده قرار دادند، بهگونهای که بیننده از یک سوراخ کلید بسیار بزرگ به درون چشم یک کودک غولآسا نگاه میکند که به داخل سوراخ کلید نگاه انداخته است. تابلو نمایش بهگونهای طراحی شده بود که این توهم را ایجاد کند که بیننده درون و داخل کمد است؛ آنها کل این طرح را در مقیاسی بزرگ اجرا کردند، بهطوری که بیننده خود را در مقایسه با سوراخ کلید بزرگ و کودک غولآسا، کوچک احساس میکرد.همچنین با افزودن متنی کوتاه، توانستند تأثیر تصویر بصری این تبلیغ را بیشتر کنند. مثلاً عنوان “آشکارسازی اسرار” را در بالا و نام فیلم را در پایین آن قرار دادند.
این یک ایدهی خلاقانه و بینظیر بود! نتیجه این شد که بازاریابی این فیلم موفقیتآمیز بود، فروشگاهها از تابلوهای نمایشی در مقیاس وسیع استفاده کردند و مشتریان نیز از این فیلم به تعداد زیادی خرید کردند. خلاقیت در بازاریابی باعث میشود که محصول یا خدمات شما برجستهتر از دیگران باشد اما تنها در صورتی میتوانید اینگونه بازاریابی را انجام دهید که ایدههای بزرگی داشته باشید.
فهرست مطالب
Toggleراهکارهای نوآورانه برای به کار بستن خلاقیت و تحقق اهداف کسبوکار
تبلیغات شامل انواع چاپی، تلویزیونی، رادیویی، خیابانی، تبلیغات در لحظهی خرید و سایر اشکال، یکی از زمینههای اصلی و کلیدی برای بهکارگیری خلاقیت است. اگر در صنعت تبلیغات مشغول به کار هستید یا در بازاریابیتان از تبلیغات استفاده میکنید، موفقیت شما به میزان خلاقیت شما بستگی دارد. چرا؟ زیرا اگر تبلیغات شما فقط اطلاعاتی را منتقل کند که شما میخواهید مردم بدانند، آنها توجهی نخواهند کرد. تبلیغات بیشماری برای جلبتوجه مردم با شما رقابت میکنند. تنها تبلیغات خلاقانه هستند که میتوانند در میان این ازدحام برجسته شوند، توجه را جلب کنند و تأثیری ماندگار بر نگرش مشتریان بگذارند.
خلاقیت در تبلیغات وسیلهای است برای ایجاد ارتباط بین محصول شما و مشتریان احتمالیتان. بهنظر من، تبلیغات نقش مهمی در بازاریابی دارد و با افزودن خلاقیت به آن میتوانید این نقش را تقویت کنید. بازاریابان با استفاده از خلاقیت، ویژگیها و مزایای منحصربهفرد محصول را برجسته میکنند و باعث میشوند محصول در چشم مشتریان جلوهی خاصی پیدا کند.
بهعنوان مثال، لپتاپهای آی.بی.ام ویژگیهای فنی و کلیدی منحصربهفردی دارند که آنها را از دیگر محصولات متمایز میکند؛ اما بسیاری از شرکتهای دیگر نیز لپتاپهای خوبی تولید میکنند. پس چگونه آی.بی.ام به این میزان برجسته میشود؟ یکی از عنوانهای یک آگهی چاپی برای لپتاپهای آی.بی.ام بر قابلیت حمل آن تأکید میکند که ویژگی منحصربهفردی نیست. بنابراین، بازاریابان با استفاده از پیامی خلاقانه، مانند «این همان چیزی است که شکسپیر در پرواز به کنار دریا ترجیح میداد از آن استفاده کند»، به این مارک شخصیت خاصی بخشیدند.
این آگهی میتوانست مردی تاجر را در حال کار با لپتاپ نشان دهد، با عنوانی مانند «این همان چیزی است که یک مدیر باهوش در سفرهای تجاری خود استفاده میکند.» اما خلاقیت آگهینویس به جمله و تصویری جذابتر منجر شد. (عنوان شما چیست؟ چه ایدهی جالبی دارید؟) این عنوان باید بهطور خلاقانه نکتهای ظریف را در مورد نیاز مشتری بیان کند، چیزی که به ایدهی اصلی تولید این محصول بازمیگردد. تمام ایدهی پشت تولید کامپیوترهای شخصی کمک به کاربر برای بهتر کار کردن است، پس چرا این بهترین کار نباشد؟ اگر شکسپیر امروز زنده بود، آیا خواهان بهترین ابزار نگارش موجود نبود؟ مشتریان امروزی هم همین را میخواهند. ایدهی خلاقانه پشت این آگهی موفق همین است. این تبلیغ موفقیتآمیز بود، زیرا:
- توجه همه را به خود جلب کرد.
- بهیادماندنی بود.
- تصویری مثبت از محصول ارائه داد.
چگونه شرح وظایف خلاقانه بنویسیم؟ ایدهها و تجربیاتی برای نوشتن موثر
استفاده از توضیحات وظایف خلاقانه که بهعنوان یک سکوی اطلاعاتی و تعیین کننده برای اجرای ایدههای نوآورانه عمل میکند، برای تبلیغات بسیار سودمند است. این توضیحات اهداف اصلی و نقاط تمرکز تبلیغ را مشخص میکنند و اطلاعات تکمیلی را ارائه میدهند که برای ایدهپردازیهای خلاقانه شما ضروری است. گاهی افراد تصور میکنند که این شرح وظایف به سوالات اساسی روزنامهنگاری یعنی چه کسی، چه چیزی، چه وقت، کجا، چرا و چگونه پاسخ میدهد.
شرکتهای برتر تبلیغاتی مانند لئو بورنت، شرح وظایف خلاقانه را به این شکل طراحی میکنند:
تعیین هدف: باید بدانید که تبلیغ شما چه هدفی را دنبال میکند. اهداف و مقاصد را بهوضوح مشخص کنید، چراکه دستیابی به یک هدف مشخص آسانتر از تلاش برای رسیدن به چندین هدف است. یک توصیف مختصر از اینکه چه کسی مخاطب تبلیغات شماست، ارائه دهید؛ زیرا رفتار این گروه تعیین میکند که آیا به هدف خود رسیدهاید یا نه.
شواهد حمایتی: باید تعهدات محصول خود را مشخص کنید و شواهدی که از این تعهدات حمایت میکنند را ارائه دهید.
این فرایند به شما کمک میکند تا تبلیغات موثرتری ایجاد کنید که بتواند مخاطبان را جذب کرده و پیام موردنظر شما را بهخوبی منتقل کند.
شواهد حمایتی یا مبتنی بر حقایق و منطق است یا بر جذابیتهای شهودی و عاطفی استوار است. در هر صورت، باید پایهای محکم و قوی برای تبلیغات خود ایجاد کنید.
انتخاب لحن یا ویژگی: در این بخش، ویژگی، حس و حال یا شخصیت خاصی مدنظر است. با انتخاب لحنی منحصر به فرد در تبلیغات و تکیه بر سابقه طولانی محصول، میتوانید آن را در ذهن مخاطبان برجسته کنید. انتخاب لحن یا ویژگی معمولاً بر اساس اهداف شما انجام میشود. هدف یک خردهفروشی محلی ممکن است جذب خریداران بیشتر برای فروش ویژه روز کارگر باشد؛ بنابراین، این خردهفروشی باید به این رویداد هویتی خاص بدهد و لحنی مناسب برای تبلیغات خود انتخاب کند.
در مقابل، بازاریاب یک خط تولید جدید نوشابه که در سطح کشور فعالیت میکند، باید برای برند و محصول خود هویتی منحصر به فرد ایجاد کند. بنابراین، شرح وظایف خلاقانه باید بر تعریف این هویت در قالب کلمات و تصاویر کلامی تمرکز کند.
مثال زیر یک نمونه از شرح وظایف خلاقانه برای تبلیغات محلی یک کافیشاپ جدید را نشان میدهد:
هدف: جذب افرادی که در نزدیکی کافیشاپ کار میکنند و ترغیب آنها به امتحان کردن قهوه و شیرینیهای ما.
حمایت: معرفی قهوههای ویژه شرکتی که در سایر نقاط معروف است اما تاکنون در این منطقه توزیع نشده است. همچنین ارائه شیرینیهای دانمارکی و کلوچههای عالی که توسط شیرینیپزی فرانسوی تهیه شدهاند.
لحن: محیطی مناسب است که شیک، آراسته و درعینحال گرم و پذیرنده باشد. افرادی که به دنبال بهترینها در زندگی هستند، ترجیح میدهند به چنین مکانی بیایند و افرادی که اینجا میآیند، میخواهند همفکران خود را که آنها نیز به دنبال بهترینهای دنیا هستند را ملاقات کنند.
استفاده از شرح وظایف خلاقانه: راهکارها و تکنیکهایی برای بهبود عملکرد و اثربخشی
بعد از تکمیل سه بخش مذکور به شیوهای که میپسندید، زمان آن رسیده است که با دیگران مشورت کرده و همفکری کنید یا از هر ابزار خلاقانهای که ترجیح میدهید، بهره بگیرید (کمی جلوتر در همین مقاله به بخش ایجاد ایدههای غنی و پربار مراجعه کنید). شرح وظایف خلاقانه به شما جهت میدهد و مواد لازم برای فعالیت را فراهم میکند، بهطوری که میتوانید از خلاقیت خود برای تبلیغ مؤثر در سایر انواع آگهیها استفاده کنید.
شرح وظایف خلاقانه در هر نوع ارتباط بازاریابی و در هر شرایطی که نیاز به انجام کار خلاقانه برای برقراری ارتباط و جلب نظر مشتری دارد، مفید و مؤثر است.
به طراحی یک غرفه جدید برای نمایشگاه تجاری فکر کنید. ابتدا، برای نگارش یک شرح وظایف خلاقانه، باید هدف از برپایی این غرفه و نوع مشتریانی که قصد جذب آنها را دارید، مشخص کنید (تعیین هدف بستگی به تصمیماتی دارد که در این زمینه میگیرید). همچنین باید شواهد موجود در تأیید و حمایت از ادعاهای شرکتتان برای کسب شهرت را بررسی کنید (و شاید در برخی موارد نیاز به تفکر خلاقانه نیز باشد). چه چیزی باعث میشود که غرفه شما در میان غرفهداران نمایشگاه تجاری برجسته و شاخص باشد؟ اگر مطمئن نیستید، درباره شواهد حمایتی خود کمی تحقیق و تفکر کنید. مطمئن شوید که شواهد شما آماده است و ایدههایتان برای طراحی غرفه بهطور مؤثری این شواهد را به مخاطبان منتقل میکند. در نهایت، باید حال و هوا و محیط غرفه خود را تعریف کنید و به تصویری جامع از شرکتتان فکر کنید و اینکه چگونه حال و هوای غرفه شما میتواند این تصویر را منعکس کند. در این مرحله، تشخیص لحن و ویژگی ضروری است.
این مثال نشان میدهد که شرح وظایف خلاقانه شما را مجبور میکند قبل از شروع طراحی غرفه، بهطور عمیق و پایهای در مورد آن فکر کنید. در نتیجه، با این کار طرحهای شما متمرکزتر و هدفمندتر اجرا خواهند شد.
چگونه خلاقیت میتواند به تکامل محصولات کمک کند؟
در مقاله های دیگر به موضوع توسعه محصولات جدید و بهبود محصولات موجود پرداختهام اما در اینجا میخواهم جنبهای از ارتقاء محصول را که با بحث فعلی مرتبط است، بررسی کنم. اینکه چگونه میتوانیم یک گروه برای بهینهسازی محصولات تشکیل دهیم که هم خلاق و هم مؤثر باشد. نخست باید گروهی از افراد مناسب را گردهم آوریم؛ یعنی افرادی که با همه حوزههای مرتبط با کار آشنایی داشته باشند. باید تخصصهای مختلف از فروش و بازاریابی تا تولید و مهندسی را به شکلی خلاقانه در گروه بگنجانیم. اگرچه این افراد دارای دانشهای علمی متفاوتی هستند که دقیقا به همین دلیل منجر به ایجاد ایدههای نوین شود اما در نهایت لازم است چنین افرادی را به کار بگیرید، پس چرا از حالا این کار را نکنید؟
در شرکتهای متوسط و بزرگ، نیاز به همکاری نزدیکتر بین تحقیق، برنامهریزی تجاری، بازاریابی و کارکنان بخشهای فنی همانند کاری که جنرال فودز انجام میدهد احساس میشود. این شرکت (که هر سال چندین محصول جدید عرضه میکند) از برنامههای آموزشی و گروههای چندوظیفهای (cross-functional) مختلف بهره میبرد تا کارکنانش را به هم متصل کند و به آنها کمک کند تا ارتباطات ظریفی بین دانش و اطلاعات علمی خود برقرار کنند.
تلفیق خلاقیت و تصویر (مارک) محصول
همانطور که قبلاً در بخش نگارش شرح وظایف خلاقانه در این فصل دیدید، این تبلیغات هستند که تصویر یا شخصیت محصول و برند شما را به مشتریان منتقل میکنند و اهمیت زیادی نیز دارند. گاهی اوقات تبلیغات بر این تصویر تمرکز میکند و به این ترتیب، نقطه مشترکی برای تمام تصمیمگیریهای مرتبط با طراحی، از طراحی محصول تا بستهبندی، رویدادهای خاص و سایر ارتباطات بازاریابی ایجاد میکند. یک هویت یا شخصیت قدرتمند برای برند شما میتواند به یک موجود زنده و پویا تبدیل شود که توسط بازاریابان خلق و به دنیا آورده شده است. تحول و تکامل بخشیدن به برند، خلاقیت را به اوج میرساند زیرا اشکال جدیدی از حیات را به وجود میآورد.
رازهای خلق ایدههای غنی و پربار
بسیار خوب، اکنون وقت آن است که خلاق باشید. آماده، حرکت! هنوز ایدهی خوبی به ذهنتان نرسیده؟ دوباره تلاش کنید. حالا چطور؟ هنوز هیچ ایدهی خوبی ندارید؟ اگر نمیتوانید هر زمان که خواستید خلاقیت به خرج دهید، نگران نباشید. بسیاری از افراد، چه در حوزه بازاریابی و چه خارج از آن، با این مشکل مواجهاند. هنرمندان هر روز خلاقیت خود را تمرین میکنند اما افراد شاغل در تجارت معمولاً چنین نمیکنند. نتیجه این است که شاید در سال گذشته تنها چند ایدهی خلاقانه به ذهنتان رسیده باشد که در کارتان پیشنهاد دادهاید.
بنابراین، وقتی به خلاقیت در بازاریابی نیاز است، بسیاری از افراد متوجه میشوند که باید از کسی کمک بگیرند. شما چگونه خلاقیت خود را تقویت میکنید؟ برای تولید ایدههای خلاقانه چه چیزی لازم است؟
ابتدا باید به خودتان اجازه دهید در کار خلاق باشید. برای خلاق بودن لازم است که گاهی به ذهن خود استراحت دهید. اگر مدام در حال پاسخ دادن به ایمیلها یا تماسهای تلفنی هستید یا درگیر تکمیل کارهای اداری هستید، نمیتوانید خلاق باشید. وقتی دستتان پر است، ذهن شما از خلاقیت فاصله میگیرد و تخیلتان نمیتواند به درستی فعال شود؛ بنابراین، اول از همه باید زمانی را به خلاقیت اختصاص دهید. چه مدت زمانی؟ اگر خلاقیت مؤثرترین و سودآورترین مهارت در بازاریابی باشد، فکر میکنید چقدر باید برای آن وقت بگذارید؟ ماهی یک ساعت؟ هفتهای یک ساعت؟ روزی یک ساعت؟ هفتهای یک روز؟ باید دقیقاً برآورد کنید که بر اساس نیازهای کاریتان، چه مقدار زمان برای خلاقیت لازم است. من نمیدانم کار شما چقدر خلاقیت نیاز دارد یا با خلاق بودن چه فرصتهایی به دست میآورید اما میدانم که وقتی سر کار هستید، باید مقداری زمان و تلاش صرف استفاده از تخیل خود کنید.
بنابراین، هنگامی که در حال تمرین خلاقیت هستید به روشهای گوناگون فعالیت کنید. مثلاً یک جدول بزرگ و آزاد بکشید و شروع کنید به فهرست کردن ایدههای غیرعادی که برای مکاتبات بعدی به ذهنتان میرسد. از کسی بخواهید که به شما کمک کند تا ۲۰ کلمه همقافیه با نام شرکت یا محصولات آن پیدا کنید به این امید که این فهرست شما را به ایدهای هوشمندانه برای یک تبلیغ کوتاه رادیویی جدید هدایت کند. تصاویر افراد در تبلیغات مجلات را ببرید و ببینید چگونه میتوانید از این شخصیتها در بستهبندی محصولات یا تبلیغات آنلاین خود استفاده کنید. به عبارت دیگر، با انجام کارهای مختلف و جدید، ذهن خود را برای بررسی فرصتها و چالشهای بازاریابی باز نگه دارید.
از سادگی به خلاقیت: راههایی برای استخراج ایدههای نو از فعالیتهای روزانه
در اینجا فهرستی از فعالیتهای مفید برای بازاریابهای خلاق آمده است. چند مورد از این رویکردها را امتحان کنید.
به دنبال راههایی برای سادهسازی باشید. آیا میتوانید راه سادهتری برای توضیح محصول یا خدمات خود و هدف آن پیدا کنید؟ آیا میتوانید بروشور دوصفحهای خود را در ده کلمه خلاصه کنید؟ آیا میتوانید عنوان آگهی چاپی خود را از ۸ کلمه به یک کلمه کاهش دهید؟ بسیاری از بازاریابیها و تبلیغات بیش از حد مفصل و طولانی هستند و میتوان آنها را سادهتر کرد. بینشهای خلاقانه در سادهسازی و روشنتر کردن تمام جنبههای بازاریابی بسیار مفید هستند. سادگی اهمیت دارد زیرا باعث میشود پیام شما سریع و جذاب باشد و ایده اصلی شما را به سرعت به ذهن مشتری برساند.
به یک شخصیت مشهور در تاریخ فکر کنید و تصور کنید که او سخنگوی شماست. چه تغییراتی ممکن بود در بستهبندی، تبلیغات، وبسایت و… شما ایجاد کند؟ مثلاً جورج واشنگتن برای افزایش فروش محصول شما چه کاری انجام میداد؟ آیا میتوانید برند خود را به نوعی به واشنگتن مرتبط کنید؟ آیا عبور تاریخی ژنرال واشنگتن از رودخانه دلور میتواند استعارهای باشد برای مشتریان رقیبتان که باید به سمت محصول جدید و بهتر شما هدایت شوند؟ «مشتریان، دنبال من بیایید. پیروزی در آنسوی رودخانه منتظر ماست. همانجا که محصول جدید برند xyz اردوگاه راحتتری برای شما فراهم کرده است!» بله، این ایده کمی مسخره به نظر میرسد اما اگر بدانید که چه تعداد از بازاریابیها و فروشهای بزرگ با ایدههای به ظاهر مسخره شروع شدهاند، شگفتزده خواهید شد.
راهی پیدا کنید که بتوانید با پیامهای بسیار مختصر به تبلیغ یا ارتباط با مشتریان بپردازید. از تمبر یا برچسب استفاده کنید. آگهیهای تلویزیونی یا رادیویی یکثانیهای چطور؟ سنجاقسینه؟ یا حتی کتابچهای بسیار کوچک که با ذرهبین همراه است؟ چه ایدههای دیگری به ذهنتان میرسد؟ ممکن است یکی از این ایدهها واقعاً برایتان مفید باشد.
راهی برای تبلیغ یا ارتباط با مشتریان با پیامهای بسیار بزرگ پیدا کنید. تابلوهای تبلیغاتی عظیم یا نقاشیهای دیواری بسیار بزرگ، بالونهای تبلیغاتی، یا پیامی که هر کلمه آن روی تابلوی جداگانهای نوشته شده و در طول یک جاده نصب شدهاند. در این مورد نظرتان چیست که یک کامیون یا اتوبوس بزرگ اجاره کنید و آن را با نام محصول خود یا پیام بازاریابیتان بپوشانید؟ یا شاید چیزی سادهتر و جالبتر، مانند حمایت مالی از مسابقهای برای پختن و خوردن بزرگترین شیرینی و دعوت از رسانهها برای پوشش این رویداد؟ صبر کنید، فکر بهتری دارم! چرا بزرگترین تمساح دنیا را نمادی برای رونق کار خود نکنید؟ بزرگ فکر کنید. شما میخواهید تأثیری بزرگ بگذارید، اینطور نیست؟
هدایایی جذاب اما کمهزینه برای مشتریان پیدا کنید. دادن قلم با نام شرکت ممکن است تکراری و کسلکننده باشد. بنابراین، به دنبال ایدههای تازه برای هدیه دادن باشید. چیزهایی که مشتریان را به وجد بیاورد و بگویند: “وای! این عالی است، واقعاً به کارم میآید.”
مکانهای جدیدی برای تبلیغ پیدا کنید. آیا میتوانید از مکانهایی برای انتقال پیام به مشتریان استفاده کنید که قبلاً در صنعت شما کسی از آن استفاده نکرده است؟
حداقل ۱۰ راه برای متقاعد کردن یک فرد مشهور به استفاده از محصولاتتان پیدا کنید. این ایده را امتحان کنید. شاید واقعاً یک راه مناسب پیدا کنید و در نهایت شهرتی برای خود به دست آورید.
۵ عکس خیرهکننده، زیبا، عجیب یا شگفتآور از یک شماره مجله نشنال جئوگرافیک پیدا کنید. برای هرکدام عنوانی مرتبط با محصولتان بنویسید.
این فعالیتها تخیل شما را به روشهای جدید و غیرمعمول تحریک میکنند. اغلب پس از نیم ساعت کلنجار رفتن با یکی از این سؤالات، بینش بینظیری به دست میآورید. بازاریابهای بزرگ همیشه سؤالات خلاقانهای برای خود مطرح میکنند. این افراد نوعی نیاز خلاقانه دارند و باید آن را برآورده کنند.
چگونه با خلاقیت گروهی به نتایج بهتر دست پیدا کنیم؟
خلاقیت بهتنهایی دشوار است، اما در بازاریابی و کار، معمولاً نیاز دارید گروهی را تشکیل دهید که بتوانند ایدههای خلاقانه ارائه دهند. اغلب افراد صبح خود را در اتاقی برای تبادل نظر میگذرانند و بیشتر به بحث درباره ایدههای قدیمی فروش میپردازند و زمانی که یکی از اعضا یک ایده جدید و خاص پیشنهاد میدهد؛ دیگران بلافاصله به آن چسبیده و اصرار میکنند که این ایده عالی است و به این ترتیب خود را از نیاز به تفکر بیشتر معاف میکنند.
اگر به دنبال تشکیل یک گروه واقعاً خلاق و ماهر هستید، بهتر است گروهی سازمانیافته ایجاد کنید؛ یعنی باید با گفتگو و تبادل نظر این گروه را به پیگیری فعالیتهایی مانند مشورت و رایزنی ترغیب کنید.
گاهی اوقات، گروه موردنظر ابتدا ممکن است مقاومت کند، اما شما به اصرار خود ادامه دهید. من اطمینان دارم که پس از آزمودن یکی از روشهای هماندیشی، آنها خواهند دید که چقدر گروهشان پرتوان و خلاق شده است و به امتحان روشهای دیگر نیز علاقهمند خواهند شد.
در ادامه، برخی از بهترین روشهای خلاقیت گروهی را معرفی کردهام و یقین دارم که تمامی این روشها مؤثر خواهند بود. من این روشها را با گروههای مختلفی هم در زمینه بازاریابی و هم در سایر حوزهها امتحان کردهام . البته، از آوردن روشهای واقعاً مضحک که احتمال شکست بالایی دارند یا همه را به خنده میاندازند، خودداری کردهام. من این روشها را بارها و بارها آزمودهام، بنابراین شما نیازی به آزمایش دوباره آنها ندارید.
به یاد داشته باشید که این روشها بهطور کلی لیستی از ایدهها را در اختیار شما قرار میدهند؛ امیدوارم که این لیست براش شما مفید باشد، اما هر چه که باشد فقط یک لیست است. بنابراین، احتمالا باید در برنامه خود زمانی را باید برای تحلیل این لیست اختصاص دهید تا بتوانید قابلقبولترین ایدهها را شناسایی کرده و سپس آنها را به برنامههای کاری کامل تبدیل کنید.
همفکری و نوآوری: چگونه با مشارکت به نتایج بهتر برسیم؟
هماندیشی روشی است برای افزایش تعداد و تنوع ایدهها. هدف از هماندیشی پرورش ایدههای غیرمعمول و نوآورانه است که ممکن است برخی از آنها به طور شگفتآوری مفید واقع شوند.
اگر میخواهید گروهتان به این شیوه هماندیشی کنند، نباید اجازه دهید که فقط تظاهر به این کار کنند. برای واقعی بودن هماندیشی، باید از روش تداعی آزاد استفاده کنید؛ یعنی اجازه دهید ذهن از یک ایده به ایدهای دیگر حرکت کند، بدون اینکه نگران ارتباط منطقی بین آنها باشید.
برای تشویق گروهتان میتوانید از مثالها استفاده کنید. فرض کنید میخواهید ایدههای جدیدی برای غرفه در یک نمایشگاه تجاری پیدا کنید. میتوانید چندین ایده ارائه دهید تا انتظارات خود را برای گروه روشن کنید: غرفهای شبیه به چرخوفلک سیرک، غرفهای به شکل یک غار بزرگ، غرفهای به شکل یکی از محصولاتمان، غرفهای که داخل آن طوری تزئین شده که انگار فضای بیرونی است با آسمان آبی و ابرهای سفید بالای سر، غرفهای شبیه به سکوی پرتاب سفینههای فضایی که هر ساعت یک ماکت کوچک از سفینه پرتاب میکند، غرفهای که بهآرامی میچرخد، یا غرفهای که ذرت بو داده تازه و کلوچههای داغ رایگان به بازدیدکنندگان میدهد.
شاید یک شرکت متوسط نتواند این ایدهها را اجرا کند، اما این مثالها بهخوبی فضای هماندیشی را نشان میدهند که شامل کنار گذاشتن انتقاد و لذت بردن از خلق ایدههاست. قوانینی که باید از هر گروه بخواهید رعایت کنند عبارتند از:
- تمرکز بر کمیت، نه کیفیت: هرچه بیشتر ایده تولید کنید.
- هیچکس حق ندارد از ایدههای دیگران انتقاد کند. هیچ ایدهای آنقدر عجیب نیست که نتوان آن را مطرح کرد. حتی میتوانید به شوخی با تفنگ آبپاش به کسی که مخالفت میکند، آب بپاشید.
- هیچکس مالک ایدهها نیست. هرکسی میتواند ایدههای دیگران را توسعه دهد.
همفکری پرسشگرانه: تکنیکها و روشهایی برای تحریک ذهن به ایدهپردازی نو
هماندیشی پرسشگرانه روشی دیگر برای ایجاد سوالات خلاقانه و برانگیختن تفکر نوآورانه در گروهتان است. این روش هم قواعد مشابهی دارد، اما در اینجا شما گروه را به سمت تفکر درباره پرسشها هدایت میکنید، نه صرفاً ایدهها.
برای مثال، اگر میخواهید غرفهای جدید برای یک نمایشگاه تجاری طراحی کنید که بتواند مشتریان بالقوه بیشتری را جذب کند، ممکن است گروه شما سوالات زیر را مطرح کند:
- آیا غرفههای بزرگتر بهتر از غرفههای کوچکتر مشتریان را جذب میکنند؟
- کدام غرفهها در نمایشگاه قبلی بیشترین تعداد بازدیدکننده را به خود جلب کردند؟
- آیا همه بازدیدکنندگان برای ما اهمیت یکسانی دارند یا به دنبال جذب گروه خاصی از آنها هستیم؟
- آیا داشتن مکانی برای استراحت و ارائه قهوه رایگان مفید خواهد بود؟
پس از مطرح کردن این پرسشها، وظیفه گروه پاسخ دادن به آنها و بررسی این است که چگونه این پاسخها میتوانند به طراحی و اجرای یک غرفه موفق در نمایشگاه تجاری کمک کنند.
قدرت تفکر آرزویی
نوع جملاتی که با این روش به دست میآیند، اغلب برای طراحی تبلیغات یا سایر ارتباطات بازاریابی مفید هستند. اگر نیاز است، فهرست خود را بر اهداف بازاریابیتان متمرکز کنید. به سادگی موضوعی را به افراد معرفی کنید و از آنها بخواهید آرزوهایشان را در مورد آن بیان کنند. برای مثال بگویید: «تصور کنید نمایشگاهی خیالی وجود دارد که تمامی آرزوهایتان را برآورده میکند، به شرط آنکه به نحوی با غرفه شرکت در نمایشگاه تجاری بزرگ سال آینده مرتبط باشد.»
تمثیل
تمثیل یکی از قدرتمندترین ابزارهای خلاقیت است. شاید به نظرتان عجیب بیاید و فکر کنید که شوخی میکنم، اما خلاقیت از دید من به معنای ترکیب پیچیده و پنهان ایدههای مختلف است، که در واقع یک تمثیل خوب همین کار را انجام میدهد.
یک نمونه از تمثیل را در تبلیغ یک شرکت داروسازی دیدم. در آن آگهی، تصویری از مردی بود که میخواهد یک کلید بزرگ و قدیمی را در سوراخ کلیدی روی دیوار قرار دهد. جملهای که در کنار این تصویر نوشته شده بود این بود: «داروهای هوشمند را تصور کنید که بتوانند سلولهای بیمار را از سلولهای سالم جدا کرده و به طور گزینشی سلولهای هدف را نابود کنند.» در تصاویر اغلب از استعاره و تمثیل برای توضیح مسائل پیچیدهای مانند درمان دارویی گزینشی استفاده میکنند.
برای بهرهگیری از تمثیل، از گروه بخواهید به مسائلی فکر کنند که مشابه با موضوع یا مشکل کنونی شما هستند. ابتدا ایدههای رایج و متداول بیان میشوند اما بهزودی این ایدههای اولیه تمام میشوند و اعضای گروه ناچار میشوند تمثیلهای جدید و خلاقانهای پیدا کنند. مثلاً میتوانید از آنها بخواهید تمثیلهایی برای محصولات خلق کنند که به عنوان منبع الهام برای تبلیغات جدید عمل کنند. مسئولان تبلیغات وسایل ورزشی نوردیک ترک (Nordic Track) به این ایده رسیدند که چربی دور شکم شبیه به یک لاستیک کمباد است که باید تعویض شود. این تمثیل آنها را به شعاری موفقیتآمیز رساند: «دستورالعملی ساده برای تعویض لاستیک یدکی خود.»
دستبهدست
بازی دستبهدست یک روش ساده است که به اعضای گروه کمک میکند تا محدودیتهای ذهنی خود را کنار بگذارند و به تداعی آزاد و تفکر گروهی برسند. این بازی که قبلاً به عنوان یک سرگرمی استفاده میشد، امروزه کمتر شناخته شده است. با کوچکتر شدن فضاهای خانگی و افزایش تمرکز بر تلویزیون، این نوع بازیها کمتر رایج شدهاند. اگر تاکنون با این بازی آشنا نبودهاید، میتوانید دستورالعملهای آن را در ادامه بخوانید:
یک نفر جملهای درباره موضوع موردبحث در بالای صفحه مینویسد و سپس صفحه را به نفر بعدی میدهد تا او نیز جمله بعدی را بنویسد. این روند را تا زمانی که صفحه پر شود، ادامه دهید.
این بازی را میتوان با تعداد متنوعی از شرکتکنندگان انجام داد، از ۳ تا ۲۰ نفر. در گروههای بزرگتر، تعداد دورهایی که صفحه میچرخد کمتر است. هدف این است که یک صفحه کامل از ایدهها پر شود. وقتی افراد درگیر بازی میشوند، مجموعهای از افکار روی کاغذ جاری میشود. هر جمله، جملات جدیدی را به دنبال میآورد و در نهایت شما به مجموعهای از ایدههای جالب و روشهای متفاوتی برای تفکر و انتقاد درباره موضوع موردبحث دست مییابید و بازیکنان با افزودن سطرهای جدید، جنبههای جدیدی از موضوع را کشف میکنند.
برای مثال، گروهی از بازاریابان و فروشندگان را دور هم جمع کنید تا ایدههای جدیدی برای توسعه محصول بیابند. این وظیفه ممکن است دشوار به نظر برسد. برای مثال چه چیز جدیدی میتوان در مورد بانکداری کشف کرد؟ اما شما یک بازاریاب خلاق هستید پس موضوعی را انتخاب کنید و کاغذ را دستبهدست بچرخانید برای مثال:
موضوع: چگونه میتوانیم سرمایههای شخصی مشتریانمان را بهتر مدیریت کنیم؟
ایدههای دستبهدست شده:
- به آنها کمک کنید در بختآزمایی برنده شوند.
- به آنها کمک کنید با کنار گذاشتن یک درصد از درآمد ماهانه، پسانداز کنند.
- به آنها کمک کنید برای شهریه دانشگاه فرزندانشان پول پسانداز کنند.
- آنها را در جریان اخبار مالی قرار دهید.
- به آنها دستهچکی بدهید که خودبهخود حسابها را تراز کند.
- آنها را پیشاپیش از مشکلات مالی مانند چکهای برگشتی آگاه کنید تا بتوانند از آنها جلوگیری کنند.
احتمالاً بانک نمیتواند در فعالیتهای بختآزمایی شرکت کند (احتمالاً قوانین خاصی علیه آن وجود دارد)؛ اما اعضای گروه پس از بررسی مطالب چندین راهکار عملی برای افزایش سرمایه مشتریان پیدا کردند، مانند طرحهایی که به آنها کمک میکند هر ماه بهصورت خودکار بخشی از پول خود را پسانداز کنند.
تنظیم دستهچک نیز بهخودیخود ممکن نیست و این کارها را نمیتوان بهطور جادویی انجام داد اما اگر کامپیوتر این کارها را انجام دهد، چه؟ هر بانک میتواند چنین خدماتی را ارائه دهد، بهشرطی که مشتریان تمایل داشته باشند از اینترنت برای انجام امور بانکی خود استفاده کنند (بهصورت الکترونیکی). آنها میتوانند از کامپیوتر بانک استفاده کنند یا از نرمافزار حسابداری در کامپیوتر شخصی خود برای پیگیری حساب و تهیه گزارش بهره ببرند. هر دوی این فناوریها موجود است، چرا یکی از آنها را با خدمات حساب بانکی معمول برای مشتریانی که ایدهی دستهچک خودکار تنظیمشونده را میپسندند، ترکیب نکنیم؟
همانطور که این مثال ساده نشان میدهد:
رازهای موفقیت در مدیریت بازاریابی خلاق: چگونه استراتژیهای نوآورانه تدوین کنیم؟
اگر فکر میکنید خلاقیت به معنای ایجاد ایدههای عجیب و نامعقول است، تا حدی درست فکر میکنید اما این تنها بخشی از ماجراست. برای دستیابی به افکار خلاقانه باید تفکر باز و آزاد داشته باشید اما برای بهرهبرداری واقعی از خلاقیتتان، باید ابتدا ایدههای جدید را در تبلیغات، محصولات، عرضه و فروش و سایر فعالیتهای بازاریابی را شناسایی و پیگیری کنید و سپس بهترین آنها را به کاربردهای عملی تبدیل کنید. من در کارگاههایم به افراد نشان میدهم که خلاقیت باید از چهار مرحله عبور کند تا در عمل مفید و مؤثر باشد.
1- آغاز
در این مرحله شما نیاز یا فرصتی را که خلاقیت با آن آغاز میشود شناسایی میکنید و درباره آن سؤالاتی مطرح میکنید. مثلاً شاید بروشورهایتان را بررسی کنید و از خود بپرسید آیا میتوانیم به نحوی عکسها و عناوین جذابتری اضافه کنیم تا تأثیر بیشتری داشته باشند و جذابتر به نظر برسند یا اگر فروشگاه پوشاک زنانه دارید، ممکن است به این نتیجه برسید که با برگزاری فروش ویژه در ماه اسفند، مدلهای پاییزی و زمستانی را به فروش برسانید و فضا را برای مدلهای بهاره آماده کنید. چنین ایدههایی خلاقیت را تحریک میکند. شرح وظایف خلاقانهای که پیشتر در همین مقاله در بخش «نگارش شرح وظایف خلاقانه» توضیح دادم، در همین مرحله میتواند بسیار مفید باشد.
2- تخیل
در این مرحله از فرآیند خلاقیت، شما به تفکر آزاد و غیرمعمول میپردازید که از استعدادهای هنری شما سرچشمه میگیرد. روشهای همفکری که قبلاً در بخش «همفکری» همین فصل بررسی کردیم، در این مرحله بسیار مفید خواهند بود. هدف شما در اینجا این است که تا حدی که ممکن است؛ ایدههای نوآورانه و غیرمعمول تولید کنید.
3- ابداع
اکنون باید عملگراتر شوید. با نگاهی منتقدانه به تمامی ایدههای غیرعادی خود، یکی یا چند ایدهای که امیدوارکنندهتر و قابلاعتمادتر به نظر میرسند را انتخاب کنید. سپس بر روی آنها کار کنید و ببینید چگونه میتوانید آنها را برای نیازهای خود عملی و مؤثر کنید. برای مثال، اگر در حال برنامهریزی برای اعلام تخفیف 40 درصدی در فروش پوشاک زنانه هستید، یکی از ایدههای خلاقانه در مرحلهی ۲ ممکن است این باشد که «یک مدل برهنه در ویترین بایستد و برای جلبتوجه رهگذران دست تکان دهد.» این ایده ممکن است نامناسب باشد اما قطعاً خلاقانه است. آیا میتوان از آن به عنوان پایهای برای یک تبلیغ مؤثر استفاده کرد؟ یکی از فروشگاههایی که میشناسم چنین کرد، به این صورت که سه مانکن بزرگ را پشت ویترین قرار داد و هر یک پوستری به گردن داشت. بر روی پوستر اول نوشته شده بود: «40%»، بر روی پوستر دوم: «تخفیف» و بر روی پوستر سوم: «همهچیز». این نمایش جالب و مؤثر بود و پیام را به خوبی منتقل میکرد؛ اما تحقق آن به ثبات قدم و عملگرایی ابداعکنندهاش نیاز داشت تا ایدهای نامعمول را به یک بازاریابی موفق تبدیل کند.
4- تحقق
در نهایت، باید این فرآیند را با پیگیری دقیق و به تحقق رساندن ایده یا طرح جدیدتان به پایان برسانید. ممکن است ایدهای عالی برای یک بروشور جدید داشته باشید اما تا زمانی که روش مناسبی برای چاپ و توزیع آن بین مشتریان احتمالی پیدا نکنید، از آن بهرهای نخواهید برد و یا اگر برای مثال طرحی برای ویترین یک فروشگاه خردهفروشی دارید، عملی کردن این طرح به معنای پیدا کردن مانکنها، نشانهها، نورپردازی مناسب و دکوراسیون خلاقانه است.
برای تصور ایدههای نوآورانه و به واقعیت رساندن آنها به شکلی کاربردی، ممکن است به استعدادها و تواناییهای مختلفی نیاز باشد. در واقع، هر یک از چهار مرحله خلاقیت (آغاز، تخیل، ابداع و تحقق) نیازمند رفتارهای متفاوتی هستند. با آگاهی از این موضوع میتوانید رفتار خود را تنظیم کنید؛ یعنی اگر مطابق با این چهار مرحله پیش نمیروید، باید رویکردتان را تغییر دهید. ممکن است بخواهید از سبکهای مختلف افراد دیگر در بهرهبرداری از خلاقیت استفاده کنید و از افرادی که به ویژه برای یکی از مراحل خلاقیت مناسب هستند کمک بگیرید. وقتی من روی پروژههای خلاقانه بازاریابی کار میکنم، در ایجاد ایدههای نوآورانه مهارت دارم، بنابراین معمولاً سعی میکنم با کسی همکاری کنم که مهارت ویژهای در به تحقق رساندن ایدهها داشته باشد تا یکدیگر را تکمیل کنیم.
هماهنگسازی خلاقیتهای متنوع: رویکردهای نوین برای ایجاد تیمهای موفق
تخیل فقط یکی از مراحل مهم خلاقیت است. در بازاریابی (و به طور کلی در تجارت) باید ایدههای خلاقانهتان را طوری عملی کنید که بتوانید از تخیلات خود بهرهبرداری مالی کنید. شما باید با تمرکز بر راههای عملی برای تحقق آنچه تصور کردهاید، ایدههایتان را به اجرا درآورید. من این فرآیند را «بردن خلاقیت به بانک» مینامم.
خلاقیت شامل چهار مرحله است (به بخش قبلی مراجعه کنید) که هرکدام از آنها نیازمند نوع خاصی از رفتارها است. شما ممکن است در یکی یا دو مرحله از این مراحل بسیار ماهر باشید؛ اما احتمالاً در همه آنها تسلط ندارید. پیشنهاد من این است که سعی کنید بفهمید در کدام مراحل بیشترین و کمترین مهارت را دارید و سپس افرادی را پیدا کنید که بتوانند شما را در این مراحل تکمیل کنند و شکافهای خلاقانهتان را پر کنند. فهرست سبکهای زیر را بخوانید و ببینید کدام یک با روحیات شما هماهنگی بیشتری دارد:
سبک بازرگانی: بازرگان نوعی نیاز یا مانع را شناسایی میکند و سؤالاتی پیچیده برای تحریک و به کار بستن خلاقیت مطرح میکند. (چرا به این طریق انجام دهیم؟ این راه به نظر بیفایده است). این سبک بهویژه در مرحلهی اول فرایند خلاقیت، یعنی مرحلهی آغاز، مفید است.
سبک هنرمند: هنرمند متفکری بسیار خلاق و بیقیدوبند است. وقتی تخیل هنرمند بر روی سؤالات آغازگرانه بازرگان متمرکز شود، میتواند بهراحتی رویکردهای تازه و بدیعی را کشف کند. (میتوانیم این کار، آن کار یا کار دیگر را انجام دهیم). هنرمند بهویژه در مرحلهی دوم فرآیند خلاقیت یعنی مرحلهی تخیل اهمیت پیدا میکند.
سبک مبدع: مبدع تخیل را بهصورت کاربردی استفاده میکند و عاشق توسعه و اصلاح ایدههای خود است تا آنها را به اجرا درآورد. (بگذارید ببینیم اگر این قسمت را هماهنگ و آن را اضافه کنیم، آیا بهتر کار نمیکند؟). مبدع بیشترین کارایی را در مرحله سوم فرآیند خلاقیت یعنی مرحلهی ابداع دارد.
سبک مهندس: مهندس عملگرا و کارآمد است و میتواند ایدههای آزمایش نشده و ناپخته را بهگونهای تنظیم کند که خوب و منظم عمل کنند. (چه ایدهی فوقالعادهای! اما اول باید بودجه و طرحی برای شرکت تهیه کنیم تا بتوانیم این ایدهها را به کار ببریم). کار مهندسها این است که فرایند خلاقیت را به مرحلهی چهارمش یعنی تحقق برسانند.
هرکدام از این نقشهای خلاقانه ممکن است با رویکرد شما در کار بیشترین شباهت را داشته باشد اما باید بدانید که هر کدام از این نقشها بهتنهایی کافی نیستند و نمیتوانند به یک بازاریابی خلاقانه و موفق منجر شوند.
به این صورت، شما میتوانید روش هاش مختلف را تجربه کنید که در نهایت برای هماهنگ کردن قابلیت خلاقیتتان در تمامی فعالیتهای بازاریابی، باید آنها را با هم ترکیب کنید.
کارتهای موزیکال
مثال زیر را در نظر بگیرید: صاحب یک شرکت خدماتی نظافتی به این نتیجه رسید که خدماتش به چشم نمیآید زیرا شبها هنگامی که هیچکس در حال کار نیست، آنها وارد ادارات میشوند و نظافت را انجام میدهند. برای اینکه خدماتش محسوستر شود و بتواند روابطی شخصی برقرار کند به ذهنش رسید که هدایا و کارتهای تبریک تولد به مشتریان بفرستد تا روز بعد که به محل کارشان میآیند، این هدایا را مشاهده کنند.
آنها به فکر این افتادند که به مشتریانشان کارتهای موزیکال و منحصربهفرد هدیه دهند که پیغامی بدین مضمون داشته باشد: «ازآنجاکه وقتی شما کار میکنید ما آنجا نیستیم که برایتان آهنگ بزنیم، آهنگ را در این کارت برایتان فرستادهایم.»
این روش جالبی برای برقراری ارتباط انسانی بود، اما تحقق بخشیدن به آن دو مسئلهی متفاوت بود. آنها باید یک شرکت سازنده تراشههای موزیکال پیدا کنند تا بتوانند در کارتهایشان از این تراشهها استفاده کنند. سپس با طراحی و چاپ در چاپخانههای محلی گفتوگو و مذاکره کردند تا کارتی بینقص درست کنند که عملکردی تضمینشده داشته باشد. در آخر لازم بود تاریخ تولد افراد را از مراکز اطلاعاتی مشتریانشان پیدا کنند و نیز بفهمند که کدام میز به کدام فرد تعلق دارد. کسب این اطلاعات چندین هفته و چند صد دلار هزینه داشت تا ایده مذکور واقعاً تحقق پیدا کند.
نتیجهگیری
در پایان، میتوان گفت که خلاقیت در بازاریابی نقشی کلیدی در موفقیت و پیشرفت کسبوکارها دارد. از طراحی پوسترهای جذاب گرفته تا ایجاد کمپینهای تبلیغاتی نوآورانه، هر ایده خلاقانهای میتواند توجه مخاطبان را جلب کرده و آنها را به مشتریان وفادار تبدیل کند. خلاقیت نه تنها به تمایز برند در بازار کمک میکند بلکه باعث ایجاد ارتباط عمیقتری بین مشتری و برند میشود. بنابراین، شرکتها باید همواره به دنبال راههای جدید و خلاقانه برای بازاریابی محصولات و خدمات خود باشند تا بتوانند در رقابت بازار باقی بمانند و به موفقیتهای بزرگتری دست یابند.
دیدگاهتان را بنویسید