استراتژیهای بازاریابی که رقبا را شگفتزده میکند

استراتژیها مهرههای اصلی هستند که چرخهی بازاریابی شما را به حرکت درمیآورند و ضمانتی برای دستیابی به اهداف شما محسوب میشوند. استراتژیهای مؤثر نه تنها اهداف شما را مشخص میکنند، بلکه به هدایت دقیق تمام فعالیتهای بازاریابیتان نیز کمک میکنند. با داشتن یک استراتژی بازاریابی قدرتمند، تمام تلاشهای شما بهطور طبیعی و هدفمند به جلو پیش میروند. استراتژیهای شما باید مانند نورافکنی باشند که روی هدف نهایی تابیده و راه را برای تمامی اقدامات بازاریابیتان روشن میسازند.

تصویری که در بالا آمده، نشاندهندهی اهمیت محوریت استراتژی در هماهنگسازی فعالیتهای بازاریابی است. شما نیز میتوانید برای سازمان خود، استراتژیهای مشابهی را پیادهسازی کنید. توصیه میکنم با زبانی ساده توضیح دهید که چگونه هر یک از اقدامات شما به تحقق استراتژی و رسیدن به اهداف نهاییتان کمک میکند. اگر ارتباط یک فعالیت با استراتژی کلان شما مشخص نیست، باید آن فعالیت را بازنگری کنید یا حذف نمایید. اگر بیش از یک استراتژی دارید، بیش از یک دایره رسم کنید؛ ولی برای جلوگیری از پراکندگی منابع، از داشتن تعداد زیادی استراتژی خودداری کنید و همواره سعی کنید استراتژیهای همجهت انتخاب کنید. چرخهای استراتژی باید به یک چرخدنده واحد تعلق داشته باشند تا حرکت رو به جلو داشته باشید.
فهرست مطالب
Toggleاستراتژی اول:
توسعه به کمک بازار
این استراتژی که شاید رایجترین شکل بازاریابی باشد، به شما امکان میدهد تا با کشف قلمروهای ناشناخته، برای یافتن فرصتهای طلایی تلاش کنید.
استراتژی توسعه بازار به دو شکل قابل پیادهسازی است: اول، گسترش بازار فروش فعلی با جذب مشتریان جدید (یعنی ورود به مناطق جغرافیایی جدید) و دوم، عرضهی محصولات جدید به مشتریان فعلی.
اگر قصد دارید استراتژی توسعه بازار را بهعنوان کانون اصلی تمرکز خود قرار دهید، باید اطمینان حاصل کنید که بیشترین فعالیتهای بازاریابیتان به سمت این هدف سوق داده شود.
اگر هدف شما کسب شهرت بیشتر است، حتماً اطمینان حاصل کنید که شهرت مورد نظر از طریق محصول جدید یا ورود به بازارهای نو تأمین میشود، نه صرفاً با تکیه بر محصولات و بازارهای قدیمیتان. پرداختن به توسعهی بازار میتواند بهطور چشمگیری منابع شما را درگیر کند؛ بنابراین، بسیار مهم است که به سرعت از دوران انتقال عبور کرده و به اهداف توسعهی خود برسید، چرا که هرچه زمان این دوره طولانیتر شود، هزینهها نیز افزایش مییابد.
همچنین، آزمایش با محصولات نوین میتواند ریسکهایی را به همراه آورد، بهویژه اگر تولید یا بازاریابی این محصولات برای شما جدید باشد. در این حالت، مهم است که برآوردهای فروش اولیهی خود را برای بازارهای تازه، با توجه به میزان خطرپذیری، تعدیل کنید. یک قاعدهی کلی که میتواند به شما کمک کند، کاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدی پیشبینی فروش بسته به میزان نوآوری و غیرقابل پیشبینی بودن محصول برای تیمتان است.
اما اگر تصمیم به معرفی محصول جدید در بازار نوین دارید، دو چندان مراقب باشید، زیرا ترکیب این دو عامل میتواند ریسکهای بسیار بالایی را به دنبال داشته باشد. بنابراین، شاید بهتر باشد که در سال اول انتظار درآمدزایی نداشته باشید و بیشتر بر یادگیری و شناخت بازار تمرکز کنید تا از پیشبردن برنامههای خود پیش از کسب موفقیت جلوگیری به عمل آورید.
استراتژی دوم:
تمرکز و تخصص در بازار به کمک استراتژی تقسیمبندی بازار
استراتژی تقسیمبندی بازار یک رویکرد تخصصی است که تمرکز آن تنها بر یک گروه خاص از مشتریان است.
این استراتژی به شما این امکان را میدهد که به صورت عمیق و دقیق، نیازها و خواستههای یک دستهی معین از مشتریان را درک کنید و خدمات یا محصولات خود را مطابق با آنها شخصیسازی کنید.
برای نمونه، اگر شما در حوزهی مشاوره فعالیت میکنید، میتوانید تخصص خود را بر بازارهای انتفاعی یا غیرانتفاعی محدود کنید و حتی تخصصیتر شوید با هدفگیری افراد خاص در صنایع معین، مانند مشاوره برای پیشرفت شغلی. هر یک از این بخشها، زیرمجموعهای از بازار کلی مشاوره را تشکیل میدهد و شما میتوانید حتی تا جزئیات بیشتری پیش روید، مانند تخصص در مشاوره برای صنعت بهداشت و درمان، کارخانجات تولید بستهبندی یا شرکتهای نوپا در حوزهی فناوری پیشرفته.
برای مثال، یک شرکت مشاوره که به صورت اختصاصی بر صنعت بهداشت و سلامت تمرکز دارد، به خوبی میداند که مشتریان بالقوه خود را در کجا میتواند بیابد و چه نوع خدماتی را باید ارائه دهد تا به نگرانیهای آنها پاسخ دهد. این شرکتهای تخصصی، با بازارهای کوچکتری کار میکنند و در نتیجه، اغلب با شرکتهای بزرگتر که دامنهی تخصصیشان کمتر است، رقابت نمیکنند.
استفاده از استراتژی تخصصیسازی به منظور برتری در رقابت
اگر احساس میکنید که تمرکز بر یک حوزهی تخصصیتر میتواند به کسبوکار شما در کسب سود بیشتر کمک کند، پیشنهاد میشود استراتژی تقسیم بازار را به کار گیرید. این استراتژی ویژه زمانی کارآمد است که شما در یک بازار گسترده با تعداد زیادی رقیب روبرو هستید و به نظر نمیرسد که بتوانید مشتریان دائمی و سودآوری جذب کنید. استراتژی تخصصیسازی به شما این فرصت را میدهد که از نقاط قوت خود بهترین بهرهبرداری را انجام دهید و بر ویژگیهای منحصربهفرد و برجسته خود تمرکز کنید.
افزودن بخش جدیدی برای گسترش بازار خود
اگر مشتریان و بازار فعلی شما در حال رسیدن به انتهای چرخهی خود هستند و نیازمند گسترش میباشید، یکی از روشها این است که یک بخش جدید را هدف قرار دهید. به عنوان مثال، یک شرکت مشاورهای که در زمینهی راهنمایی مدیران در صنعت بهداشت و سلامت تخصص دارد، ممکن است تصمیم بگیرد خدمات مشابهی را به مؤسسات غیرانتفاعی نیز ارائه دهد. این اقدام نیازمند یک استراتژی و برنامهریزی بازاریابی متفاوت است، زیرا این دو صنعت در بسیاری از جنبهها متفاوت هستند، هرچند که تا حدی نیز با یکدیگر همپوشانی دارند. با تخصصی شدن در دو بخش مختلف به جای یک بخش، شرکت مشاورهای میتواند فروش کلی خود را به طور چشمگیری افزایش دهد و به جایگاهی قویتر در بازار دست یابد.
توسعهی استراتژی سهم بازار: گسترش قلمرو در بازار رقابتی
مثلاً اگر شما سالانه ۲ میلیون دلار دندان کوسه میفروشید و بازار جهانی این محصول ۲۰ میلیون دلار است، سهم شما از این بازار ۱۰ درصد خواهد بود. این محاسبه ساده به نظر میرسد، اما آیا واقعاً این گونه است؟
انتخاب واحد اندازهگیری مناسب
چه واحدی برای اندازهگیری فروشتان مناسب است؟ آیا دلار، ریال، تعداد، کیلوگرم یا حتی تعداد بستهها؟ انتخاب واحد اندازهگیری متناسب با محصول شما و همچنین اطلاعات در دسترس، از اهمیت ویژهای برخوردار است. مهم است که همواره از یک واحد ثابت استفاده کنید تا اندازهگیریهای شما قابل مقایسه و پیگیری باشد.
تعریف دقیق بازار
محصول شما دقیقاً در کدام دستهبندی قرار میگیرد؟ این سوال میتواند یکی از استراتژیکترین پرسشهایی باشد که تا به حال با آن روبرو شدهاید. درک و فهم نگاه مشتری به این دستهبندی از اهمیت بالایی برخوردار است. نگاهی به ادراکات و ترجیحات خرید مشتریان بیندازید و با آنها گفتگو کنید تا دریابید که چه گزینههایی را برای خرید در نظر میگیرند. سپس، تمامی گزینههای محتمل و نزدیک به محصول خود را در تعریف بازار خود بگنجانید. همچنین، در نظر داشته باشید که هیچ طرحی در ماه اول به سودآوری نهایی نمیرسد، پس زمانبندی نیز عاملی کلیدی در موفقیت استراتژیهای شما خواهد بود.
توسعه استراتژی موثر برای افزایش سهم بازار
برای محاسبه دقیق سهم بازار، برآورد کاملی از فروش کلی در بازار مورد نظر خود انجام دهید.
این اقدام نیازمند تحقیقات عمیق و استفاده از دادههای موجود است، به عنوان مثال بررسی فروش در پنج یا ده سال گذشته. این اطلاعات به شما در فهمیدن رشد بازار و پتانسیلهای آتی آن برای شما و رقبایتان کمک خواهد کرد.
آگاهی از رقبا

بیشک، مهمترین بخش تحقیقات در استراتژی سهم بازار، بررسی و شناسایی رقبای نزدیک و موفق است. آنها چه کارهایی را بهتر انجام میدهند و چگونه از شما پیشی گرفتهاند؟ چه برنامههای نوآورانهای برای امسال دارند؟ درک عمیق از رقبا از طریق مصاحبه با مشتریان، تأمینکنندگان، توزیعکنندگان و سایرینی که با آنها در ارتباط هستند، امکانپذیر است. همچنین، مطالعهی جامع محتوای آنلاین و مواد بازاریابیشان به شما اطلاعات ارزشمندی خواهد داد.
- برآورد تعداد مشتریان: ابتدا، تعداد کل مشتریان بازار خود را تخمین بزنید. سپس، میانگین خرید هر مشتری در طول سال را محاسبه کنید.
استراتژی افزایش سهم بازار: رویکردی برای پیشی گرفتن از رقبا
سهم بازار، عرصهای است که به شما اجازه میدهد تا پیشرفتهای خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی کنید. اگر سهم شما افزایش یابد، شما در مسیر درست قرار دارید؛ اما اگر کاهش یابد، نشانهای است که نیاز به بازنگری در استراتژیهایتان دارید. بنابراین، تعیین اهداف دقیق برای سهم بازار نه تنها میتواند راهنمای عملیات شما باشد، بلکه برای تدوین برنامههای بازاریابی بسیار حیاتی است.
هدفگذاری استراتژیک برای سهم بازار: برای اطمینان از موفقیت در بازار رقابتی امروز، مهم است که هدفهای واضح و قابل سنجش برای افزایش سهم بازار تعیین کنید. به عنوان مثال، تنظیم هدف برای بالا بردن سهم بازار از ۵% به ۷% با استفاده از استراتژیهای نوین مانند معرفی محصولات بهبود یافته یا پیشنهادات تحریکآمیز موقتی، میتواند بسیار مؤثر واقع شود.
نقد و بررسی دقیق برنامههای قبلی: یکی از اصول مهم در تعیین سهم بازار، انجام دادن بررسیهای دقیق و منظم برای ارزیابی اینکه چگونه تغییرات در سهم بازار اتفاق افتاده است. این نوع تحلیلها به شما کمک میکند تا درک بهتری از تأثیر استراتژیهای اتخاذ شده داشته باشید و اگر لازم باشد، تغییرات لازم را اعمال کنید.
آمادهسازی برای تغییرات و چالشها: همیشه آماده باشید که در صورت ثابت ماندن یا کاهش سهم بازار، استراتژیهای جدیدی را پیادهسازی کنید. انعطافپذیری و توانایی سریع برای انطباق با تغییرات بازار، کلید موفقیت در دستیابی و حفظ سهم بازار است.
به یاد داشته باشید که هدف نهایی: به یاد داشته باشید که حفظ یا افزایش سهم بازار باید همواره در مرکز توجهات برنامهریزیهای بازاریابی شما باشد. حتی اگر در حال حاضر در جایگاه خوبی قرار دارید، سعی کنید هرگز از پیشرفتها و تغییرات بازار غافل نشوید و همواره در پی بهبود و ارتقاء باشید.
راهبردهای توسعه سهم بازار: سرمایهگذاری بهینه برای آیندهای پربازده
سهم بازار، به جز مشخص کردن مقدار مشارکت ما در بازار، در واقع یک پنجرهای است که به ما این امکان را میدهد تا به رویدادها و روندهای بازار بصیرت داشته باشیم. این بصیرت نه تنها در موفقیتهای ما تأثیرگذار است، بلکه به ما اطمینان میدهد که چگونه محصولات و خدمات ما در آینده بهرهور و سودآور خواهند بود. از دیدگاه بسیاری از کارشناسان، سهم بازار نشاندهندهای از پایداری و موفقیت ما در عرصه سودآوری است. آنها ادعا میکنند که دارندگان بیشترین سهم از بازار، نه تنها سودآورتر، بلکه موفقتر از سایر رقبا هستند. برخی شرکتها به اندازهای به این باور عمیق دارند که حتی به مارکهایی که سهم بازار کمی دارند توجه نمیکنند و تمرکز خود را بر روی مارکهایی میگذارند که احتمال اول شدن در بین آنها وجود دارد. اگر این نظریه را قبول کنیم، باید با جسارت و با رویکردی فعال، بخواهیم سهمی از بازار را برای خود به دست آوریم.
برخی مطالعات مهم نشان میدهد که کارهای دارای سهم بالا، بهطور متوسط بازگشت سرمایهی بالاتری دارند.
باید توجه داشت که از دست دادن سهم بازار به کاهش بازده سرمایهگذاری منجر میشود. بنابراین، برای بسیاری از برنامهها، استراتژی مناسب حفظ سهم فعلی بازار است. برای انجام این کار، شما باید همیشه در ذهن مخاطبان به عنوان گزینه اول باقی بمانید و به طور کلی برنامههای بازاریابی مناسب و صحیحی را طراحی کنید. به عنوان مثال، اگر در یک مسابقه کسب سهم، در رتبهی سوم قرار دارید، احتمالاً باید به افزایش سرمایهگذاری خود افزوده و تلاشهایتان را برای بیرون کردن نفر دوم از رقابت افزایش دهید تا به فاصلهای کوتاهتر از نفر اول برسید.
استراتژیهای موثر برای بهبود بازاریابی پس از اتمام عمر محصول
محصولی خاص
هر یک از محصولات، از جمله کالاها و خدمات، یک چرخه عمر دارند که از لحاظ نظری، محدود است. اغلب، نوعی جدید از محصولات، به عنوان جایگزینهای نوین، محصولات قدیمی را جایگزین میکنند. این واقعیت باعث شکلگیری یک چرخه بیپایان از زایش، رشد و زوال میشود که نیازمند نوآوری مداوم و رقابت حرفهای است. محصولات جدید به بازار عرضه میشوند و پس از آن، زمانی که محصولات جدید تر وارد میشوند، محصولات قدیمی از دست رفته و از دور خارج میشوند. استراتژی بازاریابی باید با توجه به مرحله مختلف چرخه عمر محصول، تغییر کند. در این بخش، یک نسخه کاربردی از مدل چرخه عمر ارائه میشود که به شما کمک میکند استراتژی بازاریابی مناسب برای هر مرحله از چرخه عمر محصول را انتخاب کنید.
بازنگری و پیشبینی رشد بازار
در طولانیمدت، حجم فروش (به ارزش دلاری یا به شکل سهمی از بازار پتانسیلی) دارای یک نمودار رشدی سیگمایی است، که به شکل حرف S یا سیگما شکل گرفته و به سمت راست انحراف مییابد.
- برای توضیح بهتر، میتوانید به نیمه پایینی این نمودار نگاه کنید که تصویری از چرخهی عمر است.
- بر اساس این الگوی خاص، محصولات از یک زنجیره مراحلی چهارگانه در چرخهی عمر عبور میکنند.
- سطح رشد خود را با سطح رشد پایه مشتریان هماهنگ میکند.
- هنگامی که محصولات جایگزین وارد بازار میشوند، سقوط اتفاق میافتد.
مرحلهی معرفی
مرحلهی رشد
مرحلهی بلوغ
مرحلهی افول
نکات حیاتی برای انتخاب استراتژی موفق در هر فاز از چرخهی عمر محصول
طبق مدل تبلیغاتی چرخهی عمر، محصولات از سه مرحله میگذرند و هر مرحله نیازمند استراتژی بازاریابی متفاوتی است.
استراتژی پایهگذاری (هنگامی رخ می دهد که که اکثریت مشتریان احتمالی با محصول موردنظر ناآشنا باشند).
استراتژی رقابتی (هنگامی کاربرد دارد که بیشتر مشتریان احتمالی دستکم یکی از محصولات رقیب را امتحان کرده باشند)
استراتژی حفظ (وقتی به کار میرود که جلب مشتریان جدید پرهزینهتر از نگهداری مشتریان قدیمی است)
با مرتبط کردن این استراتژیها به مدل چرخهی عمر، میتوانید استراتژی مناسب را بر مبنای جریان رشد کنونی فروش در بازارتان انتخاب کنید. جدول اهداف استراتژیک هر یک از این مراحل را نشان میدهد.
با وجود ارتباط هر چه بیشتر این مطلب با برنامه بازاریابی شما، راهبردهای ساده و مفیدی قابل استنتاج است. با درک اینکه محصول شما در کدام مرحله از چرخه عمر خود قرار دارد، میتوانید به راحتی نیازهای خود را شناسایی کنید. این نگرش، فرایند استراتژیک را برای شما سادهتر میکند.
به عنوان مثال، اگر در حال بازاریابی یک محصول نوپا هستید که به تازگی فروش قابل توجهی داشته است، میدانید که در مرحله رشد این محصول قرار دارید. در این موقعیت، استفاده از استراتژیهای پایهگذاری ضروری است. بر اساس جدول فوق، باید مخاطبان را آگاه کنید و آنها را به امتحان محصول ترغیب کنید. همچنین باید اطمینان حاصل کنید که این محصول در دسترسی وسیعی قرار دارد. با داشتن این موارد، میتوانید برنامه بازاریابی خود را با استراتژیهای روشن و دقیقی تعریف کنید.
چگونه میتوان قیمت محصول در مرحله پایهگذاری را تعیین کرد؟ آیا باید قیمت را بالا برد تا ارزش محصول را نشان دهیم؟ یا بهتر است قیمت را پایینتر از حد حداکثر تعیین کنیم تا مشتریان جدید را به خود جذب کنیم؟
در واقع، بهتر است قیمت به گونهای تعیین شود که هم ارزش محصول را نشان دهد و هم مشتریان را به خرید ترغیب کند. قیمت نباید به گونهای باشد که مشتریان احساس کنند محصول بیش از حد گران است و از خرید آن منصرف شوند. از طرف دیگر، قیمت نباید بیش از حد پایین باشد که ارزش محصول کاهش یابد و انتظارات مشتریان را ناپایدار کند.
به نظر میرسد بهترین راهکار برای جلب مشتریان در این مرحله، استفاده از قیمت مناسب و ویژه است. میتوان با ارائه تخفیفهای جذاب و ارزان قیمت، مشتریان را به خرید آزمایشی محصول ترغیب کرد و آنها را به مصرف محصولات شما مشتاق کرد. به علاوه، ارائه نمونههای رایگان میتواند به معرفی محصول و ایجاد اعتماد مشتریان کمک کند. از طرفی، ارائه فهرستی از قیمتهای نسبتاً بالا نیز میتواند ارزش و کیفیت محصول را به مشتریان نشان دهد و اعتماد آنها را به شما بیافزاید.
تبلیغات شما باید اطلاعاتی غنی و جذاب داشته باشند، به گونهای که به مخاطبان پتانسیلی نشان دهند چگونه محصول شما میتواند به زندگی آنها ارزش افزوده کند و چه مزایایی برای آنها دارد.
به علاوه، لازم است تا توزیعکنندگان را به انبار کردن و عرضه محصول خود تشویق کنید، به گونهای که ارزش ویژهای که محصول به بازار ارائه میدهد و تلاشهای فروش مجدانه، بتواند در تأمین یک درصد قابل توجه از بودجه بازاریابی موثر باشد.
همه این تحلیلها به نسبت طبیعی به نظر میآید، البته با شرطی که به دستورالعملهای استراتژیکی که بیان شد، تمرکز کنید. بهترین استراتژی، تبیین جزئیات و تاکتیکهای شما را ساده و شفاف نماید.
ایجاد یک برنامهی استراتژیک برای استقرار
این استراتژی به اهمیت برجستهدهی محصول شما در میان مشتریان فعلی و آینده متمرکز است. با تدوین این استراتژی، شما به محصول خود فرصتی را میدهید که در ذهن مخاطبان خود جایگاهی قابل توجهی داشته باشد.
هنگامی که زحمتی را برای تهیه یک برنامه استقرار میکشید، به نتیجه مطلوب دست مییابید؛ اما پس از آن چه؟ این برنامه به فروش محصول شما مستقیماً کمک نمیکند، اما اطلاعاتی که از آن به دست میآید، به شما امکان میدهد تا استراتژیهای بازاریابی خود را به بهترین شکل طراحی کنید. بنابراین، در هر اقدامی که در فرآیند بازاریابی خود انجام میدهید، باید به نکاتی که در استراتژی استقرار مورد بحث قرار گرفته است، تاکید کنید. به همین دلیل، باید برنامه استقرار خود را در دسترس داشته باشید و همواره به آن پایبند باشید تا مطمئن شوید که پیام و احساسات مناسبی را به مخاطبان خود منتقل کردهاید. همچنین، باید سعی کنید مشتریان را به خوبی شناسایی کنید تا در مورد محصول شما دیدگاه درستی داشته باشند.
به عنوان یک نمونه، ممکن است تصمیم بگیرید در تبلیغات خود بر روی سرعت و قابلیت اعتماد محصول خود تأکید کنید. حتی ممکن است یک نمودار یا نقشه وضعیت را طراحی کنید که سرعت و اعتمادپذیری را نشان دهد و به تاکید بر این موارد بپردازد. سپس، با تعیین یک هدف مشخص برای دستیابی به بالاترین سطح سرعت و اعتمادپذیری، میتوانید به نتایج مطلوبی دست یابید.
در زیر برخی گزینههای متداول برای استراتژی استقرار را آوردهایم:
- میتوانید موقعیتی را اتخاذ کنید که با رقبایتان تفاوت داشته باشد. بهعنوان مثال: “ما از نظر سهمهای بازار، پایینتر از بانک سیتی هستیم.” این رویکرد معمولاً در فازهای پختگی محصولات بهکار میرود و همراه با استراتژی رقابتی میآید.
- میتوانید بر تفاوتها و مزایای منحصربهفرد محصول خود تأکید کنید. بهعنوان مثال: “تنها بادامزمینی کرهای وب بدون چربی اضافی مضر.” این استراتژی استقرار معمولاً با استراتژی پایهگذاری یا رقابتی ترکیب میشود.
- میتوانید محصول خود را بههمراه ارزشها و ویژگیهایی که برای مشتریان مهم هستند، معرفی کنید. بهعنوان مثال: “خمیر دندانی که توسط اکثر دندانپزشکان توصیه میشود.” این رویکرد به شما کمک میکند تا ارزشهای محصول خود را بهمارک خود انتقال دهید.
میتوانید استراتژی استقرار خود را با استفاده از حروف بزرگ بیان کنید و آن را در مکانی قابل مشاهده قرار دهید تا از اصول آن پیروی کنید. ارسال نسخهی آن به شرکتهای تبلیغاتی، توزیعکنندگان، روزنامهنگاران، فروشندگان و هر کسی که در برنامهی بازاریابی شما نقش دارد، میتواند مفید باشد.
نوشتن برنامهی استقرار بسیار مهم است. در ابتدا باید در چند مورد تصمیم بگیرید:
- چه نوع مشتریانی هدف شما هستند.
- چهکاری برای آنها انجام میدهید.
- چگونه این کار (ها) را انجام میدهید.
- چه چیزی شما را در انجام دادن آنها برتر از رقبایتان قرار میدهد.
سپس جملات زیر را به زبان خودتان تکمیل کنید:
محصول ما دارای این فواید است:
- برای این مشتریان (مشتریان هدف خود را بنویسید)
- در این موارد محصول ما بهتر از محصول رقیب است:
- میتوانیم بهتر بودنمان را ثابت کنیم (شواهد و وجوه تمایز را مشخص کنید)
توجه به سایر استراتژیهای مهم
بدون شک، استراتژیهای موفقیتآمیز دیگری وجود دارند. در واقع، محدودیتهای استراتژیها، همانند هرچیز دیگری در زمینه بازاریابی، توانایی خلاقیت و نوآوری شما را محدود میکند. اگر میتوانید رویکرد بهتری برای استراتژیها پیدا کنید، به آن پی ببرید. در این بخش، چندین نمونه از استراتژیهای دیگری که بازاریابان در سالهای اخیر مؤثر بودهاند، بررسی میشود. شاید یکی از آنها نیز برای شما موثر باشد.
بازاریابی با تمرکز بر سادگی
به اسنپ نگاه کنید، چه چیز عامل رشد سریع آن در بازار ایران شد. این نمونهای از استراتژی سادگی است. با این استراتژی درکارتان نشان دهید که به کار بردن یا کار با محصول شما، سادهتر، راحتتر و قابلفهمتر از محصولات رقیب است. بازاریابی مبتنی بر سادگی، فرصت جدیدی است. افراد روزبهروز بیشتر جذب محصولات سادهای میشوند که خرید و کاربرد آنها راحتتر است. مشتریها حاضرند مبلغی بیشتر بپردازند تا از پیچیدگی فرار کنند و سادهتر و سریعتر برای خرید تصمیم بگیرند. آیا این رویکرد در مورد مشتریان بازار شما هم مفید است؟ به دنبال فناوریها و فرآیندهایی بگردید که زندگی مشتریان را سادهتر و راحتتر میکند.
مشتریان آمادهاند مبلغ بیشتری را پرداخت کنند تا از پیچیدگی فرار کنند و به راحتی و سریعتر تصمیم بگیرند.
استراتژی کیفیت
بیشتر بازاریابها به زیادهروی در بیان کیفیت میپردازند، اما اگر سایر جنبهها به متوسط برسد، معمولاً مشتریان به محصولاتی با کیفیت بهتر تمایل دارند. بنابراین، باید درک کنید که مشتریان از کیفیت چه انتظاراتی دارند؟ ممکن است دیدگاه آنها با شما متفاوت باشد. همچنین باید مطمئن شوید که ادعاهای بازاریابی شما درباره کیفیت، مطابق با واقعیت باشد و مشتریان را بهدرستی راهنمایی کند. اگر تنها در یک جنبه بهترین کیفیت را دارید، در بازاریابی خود بر این جنبه تأکید کنید. همچنین از مشتریان دائمی نقلقولهایی بیاورید که نشان دهنده کیفیت بالای محصولاتتان است تا مشتریان جدید را به خرید آزمایشی تشویق کنید و کیفیت محصول خود را امتحان کنند. همچنین مطمئن شوید که قیمتگذاری شما با کیفیت موردنظرتان همخوانی دارد. در تبلیغات خود بیش از حد بر تخفیفها تأکید نکنید، زیرا ارزانی امری از کمارزشی محصول شما را نشان میدهد.
استراتژی یادآوری
استراتژی یادآوری زمانی بسیار ارزشمند است که فکر میکنید اجرای آن میتواند باعث خرید محصولات شما توسط مشتریان شود، در غیر این صورت احتمالاً این اتفاق رخ نخواهد داد. بسیاری از خریدهای روزمره از این استراتژی بهرهمند میشوند، که یکی از روشهای موثر اجرای آن، بازاریابی در نقطهی فروش (POP) است. این نوع بازاریابی به معنای ارائه هر گونه تبلیغاتی در زمان و مکان خرید است که مشتری را به سوی محصول شما جلب میکند. در مورد محصولات خردهفروشی، این روش معمولاً با ارائهی هوشمندانهای در فروشگاهها و نمایش مشخصههای مربوط به محصول، به گونهای صورت میگیرد که خرید محصول در ذهن مشتری به یاد میآید.
روی کاغذ آوردن استراتژی
استراتژی بازاریابی شما چیست؟ آیا شکل خاصی از یکی از استراتژیهایی که در این بخش به آنها اشاره شد یا نسخهای تغییریافته یا حتی ترکیبی از چند مورد از آنهاست؟ هرچه هست، زمانی را صرف نوشتن آن به شکلی واضح و سنجیده کنید. شکل خلاصهی آن را در یک جمله بیاورید.
شاید لازم باشد آن را بنویسید و برای دیگران بفرستید تا شما (و دیگران) هرگز آن را فراموش نکنید. در اصل من قویاً توصیه میکنم که به شکلی اصولی و رسمی برنامهریزی کنید، بهنحویکه بدانید چگونه میخواهید استراتژیتان را در تمام ابعاد برنامهی بازاریابیتان مستقر کنید.
دیدگاهتان را بنویسید