افزایش وفاداری مشتریان با ۳ تکنیک طلایی

بسیاری از مشکلاتی که افراد در تعاملات خود با دیگران یا سازمانها در ارتباط با مشتریان و کارکنان بهعنوان مشتریان داخلی تجربه میکنند، به یک نکته برمیگردد: وفاداری. وفادار بودن و ماندن، بخش مهمی از ارتباطات امروزی ما در دنیای کسبوکار و زندگی است. وفاداری همان عاملی است که ارزش و طول عمر مشتری و میزان تعامل او با سازمان را افزایش میدهد.
طبق پیشبینیها، شرکتهای Fortune 500 حدود چهل میلیارد دلار برای خدمات و برنامههای وفاداری مشتریان سرمایهگذاری کردهاند. آنها دریافتهاند که در دنیای رقابتی کنونی با تنوع و انتخابهای فراوان، باید استراتژیای فراتر از برندسازی، بازاریابی، تبلیغات، و مهارتها و استراتژیهای فروش داشت. نتیجه مدیریت ارتباط با مشتریان باید به وفاداری مشتری یا همان Customer Loyalty منجر شود.
بنابراین، اپل نگرانیای بابت زمان عرضه محصولات جدیدش به بازار ندارد و دغدغهای ندارد که آیا این محصولات مورد استقبال قرار میگیرند یا نه. اپل اطمینان دارد که بخش بزرگی از سرمایهگذاریهایش در زمینه تحقیق و توسعه محصول و فروش، توسط مشتریان وفادارش تأمین میشود. این تعریف جدیدِ بازاریابی است.
بازاریابی یعنی محصولاتی که به فروش میرسند و مشتریانی که بارها و بارها برای خرید مجدد باز میگردند.
آنها ما را به عنوان شرکتی که به آنها وفادار است، به دیگران معرفی میکنند و سعی میکنند برای فامیل، دوستان و خانواده، ما را به بهترین نحو ممکن معرفی کنند. در بسیاری از موارد، نقش هواداران ما را ایفا میکنند و مانند سفیر برند ما عمل میکنند و در برابر رقبا، از محصولات و خدمات ما دفاع میکنند. مزیتهای رقابتی، ارزشهای پیشنهادی و محصولات ما را با تعصبی خاص مطرح میکنند. مانند وقتی که در جمعی تصمیم میگیریم به رستورانی برویم و براساس تجربههای قبلی خانواده و دوستان، میخواهیم آن تجربههای بهیادماندنی را تکرار کنیم. تصور کنید که با چند نفر درباره انتخاب رستوران صحبت میکنید. شما چگونه بهعنوان سفیرِ متعصب از رستورانی که به آن وفادار هستید دفاع میکنید و چگونه تلاش میکنید دیگران را متقاعد کنید که آن رستوران خدمات خوبی ارائه میدهد؟ وقتی افراد پیشنهاد شما را میپذیرند و به همان نتیجهای که شما قبلاً رسیدهاید میرسند، چه احساس اعتمادبهنفسی پیدا میکنید؟ این همان کاری است که وفاداری با مشتریان ما انجام میدهد، البته بهشرطی که این وفاداری بهدرستی تعریف شده باشد.
این وفاداری رابطهای عاطفی بین مشتری و سازمان ایجاد میکند که وقتی سازمان قصد معرفی محصول جدیدی را دارد، مردم بدون توجه به کیفیت، خدمات، ابزارها یا رویدادهای جدید، با اطمینان کامل آن محصول را میپذیرند. براساس آماری که در یکی از مقالههای Fortune 500 منتشر شده است؛
مشتریان وفادار ۶۷ درصد بیشتر از مشتریانی که هنوز از ما خرید نکردهاند، آمادگی خرید محصولات و خدمات جدید ما را دارند.
در فرهنگ آکسفورد، وفاداری (loyalty) به این صورت تعریف شده است: «نمایش و ارائهی حمایت قوی و مستمر از یک فرد یا مؤسسه.» این وفاداری در انتخابهای مختلف دیده میشود، از جمله انتخاب لباس، برند و سایر موارد. به عنوان مثال، گاهی مشاهده میکنیم فردی تنها به یک برند ورزشی خاص وفادار است و خرید از آن برند برایش لذتبخش است و حال خوبی به او میدهد؛ مانند برندهای ریباک، نایک، آدیداس و دیگر برندها. این حمایت و وفاداری به برند همان چیزی است که به ما امکان میدهد از دو استراتژی کلیدی در فروش بهرهبرداری کنیم؛ زمانی که فروش متوقف میشود، افراد با استفاده از این دو استراتژی میتوانند بهترین جریان درآمدی را برای سازمان خود ایجاد کنند. این دو استراتژی عبارتند از بیشفروشی و فروش مکمل.
فهرست مطالب
Toggleافزایش درآمد با وفاداری مشتری: تاثیر شگفتانگیز Up-selling و Cross-selling
بیشفروشی یا Up-selling به معنای افزایش مبلغ خرید مشتری از طریق پیشنهاد محصولات باارزشتر و بهتر است. فرض کنید برای خرید لباس، بودجهای معادل پانصد هزار تومان تعیین کردهایم. اگر به فروشگاهی برویم که همیشه از آن خرید میکنیم و فروشندهای که به او اعتماد داریم، پیشنهاد کالای باکیفیتتر و بسته پیشنهادی بهتر به ما بدهد، احتمالاً آن را خواهیم پذیرفت؛ حتی اگر خرید ما به هفتصد و پنجاه هزار تومان برسد. بیشفروشی نتیجه وفاداری است. این به معنای اجبار به خرید بیشتر نیست؛ بلکه اعتمادی که از طریق پیشنهادهای خوب گذشته ایجاد شده، باعث میشود مشتری به راحتی پیشنهادات جدید را بپذیرد و این فرصت را به فروشنده میدهد که بیشفروشی موفقی داشته باشد.
فروش مکمل یا Cross selling به معنای فروش لوازم جانبی یا تکمیلی در کنار محصول یا خدمات اصلی به مشتریان وفادار است. مشتریان وفادار، پیشنهادهای ما را با اطمینان میپذیرند. این به معنای سوءاستفاده از اعتماد آنها نیست؛ بلکه باید نشان دهیم که برای پول آنها و سرمایهگذاریشان در خرید از ما ارزش قائلیم. فروش مکمل میتواند بسیار مؤثر باشد. برای مثال، وقتی یک گوشی خریداری میکنیم و فروشنده پیشنهاد خرید گلس، شارژر خودرو و دیگر لوازم جانبی را میدهد، این پیشنهادها که در خریدهای گذشته اثربخشی و کاربردی بودن خود را ثابت کردهاند، مورد پذیرش قرار میگیرند. این دو استراتژی به ما امکان میدهند تا بدون نیاز به جذب مشتریان جدید، با همان مشتریان قبلی، فروش سازمان را افزایش دهیم.
یکی دیگر از مزایای وفاداری مشتری، کاهش هزینههای مربوط به بازاریابی است. در زمینه بازاریابی و تبلیغات، هیچچیز به اندازه توصیه یک مشتری موثر نیست. هیچچیز مانند این که فردی که پیشتر از خدمات و محصولات ما استفاده کرده، دیگران را به خرید از ما تشویق کند، تاثیرگذار نخواهد بود. ایجاد چنین رابطهای باعث میشود بدون نیاز به هزینههای تبلیغاتی و بازاریابی، به تدریج تعداد مشتریان ما افزایش یابد. همچنین، این موضوع موجب صرفهجویی در زمان جذب مشتریان جدید میشود، زیرا مشتری وفادار این کار را به جای ما انجام میدهد. علاوه بر کاهش هزینههای بازاریابی، زمان مورد نیاز برای پیگیری مشتریان جدید نیز کمتر خواهد شد. این امر ما را به سرعت به سود بیشتری میرساند و حتی در خریدهای بعدی که مشتریان وفادار ما انجام میدهند، سرعت ارائه خدمات ما بیشتر خواهد شد؛ زیرا در سازمان ما تجربه کافی برای ارتباط با آن مشتریان وجود دارد.
باید برای طراحی برنامههای وفاداری مشتری زمان بگذاریم. وفاداری نیازمند دلایل معتبر است، نه بهانههای سطحی.
تحقیقی جذاب: نتایج یک آزمایش در ارزیابی وفاداری مشتریان
چند سال قبل، در تحقیقی از گروهی از طرفداران و مخالفان محصولات آیفون خواسته شد تا در مورد این گوشیها بحث کنند. این افراد در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و پژوهشگران تلاش کردند تا بین آنها چالشی ایجاد کنند. با اسکن مغزی دارندگان آیفون، پژوهشگران متوجه شدند که هنگامی که آنها با تعصب از محصولات آیفون دفاع میکنند، همان بخش از مغزشان فعال میشود که در زمان دفاع از اعتقادات مذهبی و دینی فعال میشود. این نشان میدهد که این برند تا چه حد در سبک زندگی و تصویر ذهنی کاربران تأثیر گذاشته است. قطعاً شرکتهایی مانند آیفون برای دستیابی به این نتیجه، دلایل خاصی را طراحی کردهاند.
برای ایجاد وفاداری در مشتریان به دلایل محکمی نیاز داریم. از جمله این دلایل میتوان به مزایای رقابتی پیش از خرید و ارائه پشتیبانیهای فکری، عاطفی، خدماتی و فنی پس از خرید اشاره کرد؛ چرا که وفاداری با رضایت و نگهداشتن مشتری تفاوت دارد.
میتوانیم تعدادی مشتری دائمی داشته باشیم که به ما وفادار نباشند. یعنی تنها از ما خرید کنند بدون اینکه ما را به دیگران معرفی کنند یا نسبت به ما، سازمان و برندمان تعصب نداشته باشند و احساس دفاع از سازمان ما را در خود نداشته باشند. نکته مهم این است که بر اساس چه برنامههایی میتوان چنین مشتریانی را جذب کرد؟
رازهای موفقیت: سه نکته مهم برای ایجاد وفاداری مشتریان
1. برطرف کردن دغدغههای مشتریان
باید تلاش کنیم کالا و خدماتمان به گونهای طراحی شوند که زندگی مشتریان را سادهتر کرده و مشکلات آنها را حل کنند. همچنین باید بر بهبود نحوه ارتباط و تعامل آنها با شبکه اطرافیانشان تمرکز کنیم. باید به این بیاندیشیم که محصولات و خدمات ما چگونه میتوانند به راحتتر شدن زندگی مشتریان کمک کنند.
2. پیشبینی مسائل
ما باید تلاش کنیم مشکلات مشتریان را پیشبینی کنیم. وقتی در زندگی شخصی ما مشکلی به وجود میآید، ابتدا به سراغ کسی میرویم که قبلاً مشکلات ما را پیشبینی کرده یا آنها را حل کرده است. این فرد میتواند والدین، بزرگان فامیل، بستگان یا هر شخص دیگری باشد. باید مشکلات و دغدغههای مشتریان را پیشبینی کرده و این پیشبینیها را در قالب محتوا، مقالات، رویدادهای آموزشی، فیلم و غیره به اشتراک بگذاریم و منبعی برای پیشبینی مسائل آنها ایجاد کنیم. گوگل یکی از وفادارترین شرکتهای جهان است؛ زیرا امکاناتی فراهم کرده که افراد برای مشکلاتشان کمترین دغدغه را داشته باشند، کمترین زمان را برای حل آن صرف کنند و به سرعت افرادی را پیدا کنند که مشکلاتشان را حل کنند. این پیشبینی باعث میشود وقتی مشتریان با مشکلی مواجه میشوند، ابتدا به ما فکر کنند. در واقع، هرگاه مشتریان ابتدا به ما فکر کنند، یعنی به ما وفادار هستند. این موضوع در روابط نیز صدق میکند؛ ما به کسی وفادارتر هستیم که هر وقت صحبت از عشق، عاطفه و وفاداری میشود، ابتدا به او فکر میکنیم.
3. ایجاد حسِ عضویت در جوامع مشترک (قبیلهها)
باید کاری کنیم که افراد احساس کنند به یک جامعه، اجتماع و قبیله تعلق دارند. در کتاب “روانشناسی نفوذ” نوشته رابرت بی. چالدینی که به نظر من یکی از بهترین کتابها در زمینه ترکیب جامعهشناسی و روانشناسی با علم بازاریابی است، اصل اعتبار اجتماعی بیان میکند که برای داشتن مشتریان وفادار، باید آنها را در قالب یک اجتماع گرد هم آورد. تا جایی که ممکن است باید ایونتها و رویدادهای فصلی برگزار کنیم و در این رویدادها، مشتریان موفقی که از خدمات و محصولات ما استفاده کردهاند را معرفی کنیم و به آنها اجازه دهیم تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. سعی کنیم کمتر خودمان صحبت کنیم و به جای تکگویی، فضایی تعاملی ایجاد کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید